Wednesday, July 30, 2008

اعتصاب در شرکت هواپیمایی لوفت‌هانزا

“لغو شد، تا خیر دارد” عباراتی هستند که مسافرین شرکت هواپیمایی لوفت‌هانزا در روزهای اخیر با آن مواجه شده‌اند! کارکنان لوفت‌هانزا چندی است که در حال اعتصاب‌اند و حتا مانع پروازهای بین قاره‌ای نیز شده‌ا‌ند.

اعتصاب‌کنندگان در فرودگاه فرانکفورت
اعتصاب‌کنندگان در فرودگاه فرانکفورت

بزرگ‌ترین اتحادیه کارگری در آلمان به‌نام “وردی” (ver.di) پیشبرنده‌ی این اعتصاب‌ها است. “وردی” اتحادیه‌ی بخش خدمات است و بیشتر در میان کارکنان بخش کیترینگ و بازدیدهای فنی نفوذ دارد. در ابتدا پروازهای شرکت‌های وابسته به لوفت‌هانزا (مثل “اویرووینگز eurowings” و “سیتی لاین cityline”) بودند که لغو شدند. این پروازها یا پروازهای داخلی آلمان یا داخلی اروپا بودند. اما از روز ۳۰ ژوئیه، که سومین روز اعتصاب است، ۸ پرواز بین قاره‌ای نیز شامل این اعتصاب‌ها می‌شوند. علاوه بر این، حدود ۷۰ پرواز کوتاه باید حذف ‌شوند، زیرا که ۹ هواپیما به دلیل انجام نشدن بازدیدهای فنی نمی‌‌توانند پرواز کنند. پروازهای باطل‌شده‌ی بین قاره‌ای، مربوط به مسیرهای فرانکفورت به نیویورک، کلگری (کانادا) و کلکته می‌شوند.

این وضعیت در حالی است که لوفت‌هانزا در ابتدای اعتصاب خود اعلام کرده بود که پروازهای طولانی مثل پروازهای بین قاره‌ای، شامل اعتصاب نخواهند شد. در دو روز اول اعتصاب‌ها، حدود ۵۰۰۰ نفر از کارکنان لوفت‌هانزا از کار خود دست‌‌‌ کشیدند. اتحادیه کارگری وردی از شرکت لوفت‌هانزا ۱۰ درصد اضافه حقوق می‌خواهد. اما لوفت‌هانزا تنها با اضافه حقوقی به اندازه ۷ / ۶ درصد و پرداختی یک‌باره موافقت می‌کند.

بر اساس گفته وردی، از شامگاه روز سه‌شنبه (۲۹ ژوئیه) این اعتصاب‌ها تمام مراکز لوفت‌هانزا در آلمان را در بر خواهد گرفت. البته هر فرودگاهی بر اساس شرایط خود و به‌طور مختلف در اعتصاب‌ها شرکت خواهد کرد. شرکت هواپیمایی لوفت‌هانزا به این اعتصاب‌ها واکنش نشان داده‌ است. لوفت‌هانزا از شرکت‌های دیگر کمک گرفته و کوشیده است برای نیروهای کاری اعتصاب‌گر جانشین پیدا کند.

اما این فقط اتحادیه کارگری وردی نیست که اعتراض دارد. سازمان مستقل مهمان‌داران “اوفو” (unabhängige Flugbegleiter Organisation) خواستار ۱۵ درصد حقوق بیشتر است و تهدید می‌کند که اعتصابی در پیش دارد.

Posted by Ali Hemmati at 23:20:46 | Permalink | Comments (1) »

(حق بشر برای داشتن مسکن (مسکنی درخور شان انسان

حق مسکن درخور حقی است که در اصل یازدهم قرارداد بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مصوبه سال ۱۹۶۶ گنجانده شده است. این‌که چه مسکنی درخور است را با توجه به معیارها و موازین نسبی یک جامعه می‌توان تعیین کرد. حتا در کشور ثروتمندی چون آلمان گروه‌هایی از مردم هستند که ازاین حق محرومند و مدام هم بر شمار محرومان از حق مسکن درخور افزوده می‌شود! برای همین سازمان‌های کمک به بیخانمانان و سازمان‌های حقوق بشری در آلمان در پی یافتن راهی هستند تا به محروم‌شدگان از حق مسکن کمک نمایند. هدف آنان یافتن راه‌هایی است برای آن‌که موضوع بی‌خانمان‌ها را بیشتر در پهنه همگانی مطرح کنند و نیز سیاست‌مداران کشورشان (آلمان) را برانگیزند تا توجه بیشتری به وضعیت بیخانمان‌ها داشته باشند.

زندگی در پارک - در کنار خیابان
زندگی در پارک - در کنار خیابان

جدیدترین گزارشی که دولت آلمان در باره فقر در این کشور منتشر کرده، نشانگر روندی واضح است. شکاف میان اقشار ثروتمند و فقیر در جامعه آلمان مدام عمیق‌تر می‌گردد. از سویی ثروتمندان مدام ثروتمندتر می‌شوند و از سوی دیگر روز به روز بر شمار فقرا افزوده می‌شود. این روند برای مثال متوجه مادرانی است که به تنهایی فرزندان‌شان را بزرگ می‌کنند و برای همین مجبورند تنها نصف روز کار کنند. در آلمان بسیاری از خانواده‌های مهاجر نیز جزو خانواده‌های فقیر هستند. آن‌ها زیر سطح استاندارد معمول در آلمان زندگی می‌کنند، در بیشتر موارد خانه‌های‌شان بسیار کوچک است و بچه‌های‌شان یک گوشه آرام ندارند تا در آرامش تکالیف مدرسه‌شان را انجام بدهند. آخرین گزارش یونسکو (سازمان فرهنگی وابسته به سازمان ملل متحد) این واقعیت را در مورد کودکان در آلمان نشان داده است که بازده و موفقیت بچه‌های خانواده‌های فقیر در مدرسه کم است و در نتیجه آن‌ها نمی‌توانند از دایره فقر و حاشیه‌نشینی‌ای که در آن گرفتار آمده‌اند، ‌خارج شوند.

هاینر بیله‌فلد (مدیر انستیتوی حقوق بشر آلمان): «گاهی وقت‌ها این انتقاد شنیده می‌شود که “در آلمان لازم نیست کسی زیر پل بخوابد“. یعنی می‌گویند که در مقایسه با دیگر مناطق دنیا، ما مسئله‌ای نداریم که بخواهیم در رابطه با آن از نقض حقوق بشر حرف بزنیم. البته شاید در آلمان موضوع فقر مطلق موضوع چندان مطرحی نباشد، اما فقر نسبی که وجود دارد و آن هم موضوع مهمی است! کار حقوق بشر فقط در آن‌جایی لازم نیست که موضوع بر سر گرسنه‌گی باشد یا حفظ بقا، بل‌که حقوق بشر باید به وضعیت مشکلی که به‌خاطر فقر به‌وجود می‌آید هم بپردازد! چون فقر نسبی هم به هر حال بیان‌کننده نبود تعادل تقسیم قدرت در جامعه است.

«ممنون، به خاطر زندگی»
« ممنون، به خاطر زندگی »

سوزانه کال-پاسوت (مدیر سازمان کمک به بیخانمان‌ها وابسته به سازمان کمک‌های اجتماعی دیاکونی): مسکن مناسب چیزی بیش از سقفی بالای سر است. طبق تعریفی که شورای اروپا کرده است، مسکن مناسب و درخور شان انسانی، مسکنی است که خراب (یا باصطلاح کلنگی) نباشد، مشکل حقوقی نداشته باشد و تعداد ساکنان آن هم‌خوان با مساحت آن باشد! مسکنی در خور شان انسان مانند سپری است در برابر اعمال خشونت‌آمیز. حق زنده‌گی در خانه‌ای که در شان انسان باشد، جزو حقوق اساسی اجتماعی است و این حقی است که بسیاری از مردم آلمان از آن محروم‌اند! این‌که در این کشور کسانی هستند که در خانه‌های بد زندگی می‌کنند یا بی‌خانمان هستند، به طور معمول به‌خاطر فاجعه‌های طبیعی یا حوادث نیست، بل‌که به‌خاطر شرایط اقتصادی‌ای است که اغلب در پیوند با آسیب‌های روحی-اجتماعی کسانی است که دنبال خانه می‌گردند! هنوز هم گروه‌هایی از افراد هستند که مشکلات عظیمی دارند برای این‌که خانه پیدا کنند و به عنوان مستاجر قبول‌شان کنند.

آنه الکس (از اعضای سازمان کمک به بی‌خانمان‌ها، وابسته به دولت آلمان): به‌طور معمول کسی به کسانی که پیرند و حقوق بازنشستگی خیلی کمی به آن‌ها تعلق می‌گیرد، یا میزان کاری که می‌کنند زیاد نیست. یا درآمد پایینی دارند یا حقوق بیکاری می‌گیرند، خانه اجاره نمی‌دهد! چراکه یا بیکارند یا درآمدشان خیلی پایین است. صاحب‌خانه از کسی که دنبال خانه می‌گردد، برگه‌ای را می‌خواهد که نشان بدهد چقدر حقوق می‌گیرد و این‌که مدت اشتغال‌ش تا کی است. و وقتی بیکار باشی، حتا اگر دولت حقوق بیکاری بالایی به تو بدهد، می‌گویند که نه، به تو خانه اجاره نمی‌دهیم. امروزه کسی نمی‌تواند به راحتی از دیگران بخواهد که ضامن او بشوند.

سازمان کمک به بی‌خانمان‌های وابسته به دولت آلمان برآورد کرده است که حدود ۲۶۰ هزار نفر در این کشور بی‌خانمان هستند! میشاییل ویندفور (از سازمان “نان برای جهان“) می‌گوید: سیاستمداران مردم را با مشکل‌های‌شان تنها می‌گذارند. جالب است که آلمان در سطح بین‌المللی فعال‌ترین مدافع حق انسانی مسکن شایسته است. سال‌هاست که وزارت امور خارجه آلمان از کار گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد برای بررسی وضعیت مسکن در کشورهای مختلف پشتیبانی می‌کند. این است که بسیار مهم است که در سیاست داخلی خود آلمان هم به حق مسکن توجه بیشتری بشود. طبیعی است که این با نقش پیشگام آلمان در دفاع از حق مسکن در سطح بین‌المللی هم هماهنگی دارد.

سازمان “نان برای جهان“ تصمیم دارد که گزارشی در مورد چگونگی رعایت حق مسکن در آلمان تهیه کند و با گزارش خود وضعیت رعایت این حق را از دید سازمانی غیردولتی بیان دارد. این گزارش سپس همراه با گزارشی که دولت آلمان در این مورد می‌نویسد، به کمیته بررسی وضعیت حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، وابسته به سازمان ملل متحد، تحویل داده خواهد شد.

هانریته ورگه (Henriette Wrege) / کیواندخت قهاری

Posted by Ali Hemmati at 18:10:19 | Permalink | Comments (1) »

Thursday, July 24, 2008

زنجیره حوادث در نیروگاه‌های هسته‌ای فرانسه

برای دومین بار در ۲ هفته اخیر، نیروگاهی اتمی در فرانسه دچار حادثه شد. ۱۰۰ نفر از کارمندان نیروگاه، در این حادثه آلوده به مواد رادیواکتیو شده‌اند! رویدادهای اخیر اعتراض مخالفان به‌کارگیری انرژی هسته‌ای را برانگیخته است.

نیروگاه تریکاستا در فرانسه - در این نیروگاه در روز ۸ ژوئیه، ۳۰ متر مکعب مایع حاوی اورانیوم غنی‌نشده به آب‌های اطراف نشت کرد
نیروگاه تریکاستا در فرانسه - در این نیروگاه (در روز ۸ ژوئیه)
۳۰ متر مکعب مایع حاوی اورانیوم غنی‌نشده به آب‌های اطراف نشت کرد

روز چهارشنبه (۲۳ ژوئیه)، پس از باز کردن یک لوله مکنده در نیروگاه اتمی تریکاستای فرانسه، غبار رادیواکتیو در فضا پخش شد و در اثر آن ۱۰۰ نفر از کارمندان، به این مواد آلوده شدند. دو هفته پیش نشت ۷۴ کیلوگرم اورانیوم از همین نیروگاه به بیرون، باعث آلودگی دو رودخانه در اطراف آن شد! اواخر هفته گذشته هم در نیروگاهی (در جنوب شرقی فرانسه) ۱۵ کارگر در جریان بازرسی‌های مربوط به تعمیر و نگهداری، آلوده شدند! این نیروگاه متعلق به شرکت تولید برق EDF فرانسه بود. این شرکت، جریان آلودگی ۱۵ کارمند را روز دوشنبه (۲۲ ژوئیه) اعلام کرد. پنج‌شنبه گذشته (۱۷ ژوئیه) هم در شهر روماسوریزر فرانسه در یک کارخانه تولید سوخت هسته‌ای، یک لوله معیوب پیدا شد که ۱۲۰ تا ۷۵۰ گرم اورانیوم از آن نشت کرده بود. حوادث اخیر اعتراض بسیاری از مخالفان استفاده از انرژی هسته‌ای را برانگیخته است!

سازمان نظارت بر فعالیت‌های هسته‌ای فرانسه، حادثه نیروگاه تریکاستا را دارای حداقل آلودگی دانسته است. سازمان‌های مسوول اعلام می‌کنند که میزان رادیواکتیوی که ۱۰۰ کارمند به آن آلوده شده‌اند، ۴۰ بار کمتر از حدی است که هر کارمند یا کارگر نیروگاه هسته‌ای، در سال به‌طور معمول دریافت می‌کند! انجمن حفاظت از محیط زیست FNE فرانسه درخواست کرده که نیروگاه‌های دارای نشتی مواد رادیواکتیو مورد بازرسی قرار گرفته و نتایج این بازرسی‌ها منتشر شوند. این انجمن هم‌چنین شرکت‌های بهره‌بردار از این نیروگاه‌ها را تهدید به شکایت کرده است. دولت فرانسه هم تمام رآکتورهای هسته‌ای نیروگاه تریکاستا، تجهیزات، محیط و آب‌های اطراف آن را بازرسی و آزمایش خواهد کرد. گزارش‌ها باید تا ماه اکتبر به وزیر محیط زیست فرانسه ارایه شوند.

نیروگاه هسته‌ای تریکاستا در جنوب شرقی فرانسه و در کنار رود رون قرار دارد. تریکاستا از سال ۱۹۷۰ فعال بوده و به ادعای شرکت بهره‌بردار آن، بزرگ‌ترین نیروگاه هسته‌ای جهان است.

فرانسه ۸۰ درصد برق مورد نیاز خود را از انرژی هسته‌ای تامین می‌کند. در این کشور (بر خلاف آلمان) ادامه کار نیروگاه‌های اتمی و خطرات ناشی از آن، چندان بحث‌برانگیز و مورد مناقشه نبوده است. به نظر می‌آید که حوادث اخیر در نیروگاه تریکاستا تا حدودی به تغییر این وضعیت و برانگیختن حساسیت معینی در افکار عمومی منجر شده باشد.

خبرگزاری آلمان / خبرگزاری فرانسه / آسوشیتد پرس

Posted by Ali Hemmati at 20:36:59 | Permalink | No Comments »

Wednesday, July 23, 2008

آموزش‌های زیست‌محیطی به صورت بازی

انسان‌ها را باید از کودکی برای احترام به طبیعت و پاسداری از آن آموزش داد

اگر آموزش‌های زیست‌محیطی به صورت بازی درآید، بیشترین تاثیر را بر روان کودک خواهد گذاشت. اما چرا؟ دکتر محمد اربابی‌ (متخصص اعصاب و روان در تهران) در این مورد می‌گوید: «شعری داریم مبنی بر این‌که:

چون که با کودک سر و کارت فتاد       پس زبان کودکی باید گشاد

یعنی این‌که با زبان کودکان باید با آن‌ها صحبت بکنیم و یکی از قابل فهم‌ترین زبان‌ها برای کودکان زبان بازی است. در واقع بازی برای کودکان جنبه‌ی تمرین زندگی آینده را دارد و کودکان، بسیاری از نقش‌هایی که ممکن است، در آینده آن‌ها را ایفا کنند، از طریق بازی تمرین می‌کنند و بازی‌ها امروزه در روان‌پزشکی و روان‌شناسی نقش بسیار مهمی در آموزش کودکان و حتا در درمان آن‌ها دارند! می‌توان از طریق بازی به بهبود بسیاری از مشکلات روان‌پزشکی و روان‌شناختی کودکان کمک کرد.»

ماهان (دختر ۱۳ ساله‌ای که در یکی از مدارس آلمان درس می‌خواند) در مورد آموزش‌های زیست‌محیطی مدرسه‌اش می‌گوید: «یک بار در درس انگلیسی‌مون، در کتاب‌مون نوشته بود که مثالن برید، سطل آشغال‌تون را خالی و آشغال‌ها را جدا کنید. مثلن در یک کیسه‌ی پلاستیک برید، همه‌ی پلاستیک‌ها و شیشه‌ها را از آشغال‌های دیگه جدا کنید. ‌آشغال‌های خانگی، مثلن گیاهی‌ها را بندازید بیرون که خودش جذب می‌شود. یک‌بار هم در درس شیمی‌مان گفتند که اسپری مو را اگر آدم استفاده کند، هوای‌مان خراب می‌‌شود و به محیط زیست ضرر می‌رساند و در شیمی‌ هم گفتند که ما نزدیک به خورشید می‌شیم چون که همه‌ی ماشین‌ها هوا را کثیف می‌کنند، زمین آن‌قدر گرم می‌شود که مثلن یک میلیارد سال دیگر دنیای ما می‌سوزد.»

گلبرگ (که در ایران زندگی می‌کند و به تازگی پا به دانشگاه گذاشته‌) از خاطرات مدرسه‌اش یاد می‌کند. او آموزش‌های زیست‌محیطی مدرسه را ناکافی می‌داند: «معمولن کارهایی می‌شود، ولی در سطح خیلی محدود، فقط در حد اطلاع‌رسانی است! از اردو و تئاتر و امثال آن خبری نیست. فقط در حد یک اطلاع‌رسانی و مثلن یک کلاس که آن هم به طور مثال نهایتن برای یک یا دو جلسه است و یک سری بروشور در مورد این که مثلن باید با زباله‌ها چه کار کرد و گرم شدن هوای زمین و این جور چیزها.»

دکتر محمد اربابی دوران کودکی را بهترین دوران برای فراگیری می‌داند: «الان دلایل بایولوژیکی برای این امر وجود دارد. مشاهده شده که چیزهایی که ما در کودکی یاد می‌گیریم، بسیار ماندگارتر از آموزش‌های بزرگ‌سالی است. شواهد نشان می‌دهد که در دوران کودکی ارتباطات نورونی مغز ما در حال شکل‌گیری است و این ارتباطات نورونی از محیط متاثر می‌شود. هر آن چه که ما در محیط کودکی با آن مواجه می‌شویم، در مغز ما از طریق ارتباطات نورونی پایدار می‌ماند. یکی از دلایلی که ذکر می‌شود برای این‌که چرا آموخته‌های دوران کودکی پایدار می‌مانند، همین تاثیر شکل‌گیری ارتباطات نورونی و سلول‌های مغزی با یک‌دیگر از آموخته‌ها و شرایط محیطی ما است. به همین خاطر وقتی ما با چیزی در کودکی، چه خوشایند و چه ناخوشایند، مواجه می‌شویم و آن را می‌آموزیم به طور ماندگار در سیناپس‌های مغزی‌مان باقی می‌ماند و اثر خود را تا سال‌های پایانی عمر و بزرگ‌سالی به خوبی نشان می‌دهد.»

اربابی در ادامه علت‌ موفقیت شیوه‌ی تدریس خانم روستسکو را استفاده‌‌ی هر چه بیشتر از مودالیته‌های حسی (راه‌های حسی) می‌نامد و می‌‌گوید: «ما خیلی اوقات در صحبت‌ها یا کلاس‌های‌مان فقط از گفتار استفاده می‌کنیم، از صدا استفاده می‌کنیم، ولی این خانم بازیگر علاوه بر صدا از حرکات خودش و هم‌چنین قوای بینایی استفاده می‌کند تا بتواند، تمام قوای حسی کودک را درگیر بکند و اثر بیشتری بر روی آن‌ها بگذارد و مواردی را که لازم است، به آن‌ها منتقل بکند. گفته می‌شود که در آموزش، چه در کودکان و چه در بزرگ‌سالان، اگر بتوانیم هر چه بیشتر مودالیته‌های حسی مثل شنوایی، بینایی، لامسه، چشایی و بویایی مخاطب‌مان را درگیر بکنیم، امکان اثرگذاری و به خاطر ماندن آن آموزش برای فرد بیشتر خواهد بود.»

Posted by Ali Hemmati at 23:18:02 | Permalink | Comments (2)

(شهر لگنیکا (الگوی آگاهی و آموزش زیست‌محیطی

در لگینکا، آموزش‌های زیست‌محیطی را از همان دوران مدرسه و کودکی آغاز می‌کنند! درک عمومی این است که وجدان زیست‌محیطی را باید از همان کودکی بیدار کرد و پرورش داد تا کودکان آگاه امروز، شهروندان آگاه فردا را بسازند.

شهر لگنیکا (Legnica واقع در لهستان) صدهزار سکنه دارد. این شهر در نزدیکی مرز لهستان و‌ آلمان واقع شده و آلمانی‌ها به آن لیگنیتس (Liegnitz) می‌گویند. ده‌ها سال بود که لگنیکا در رده‌ی یکی از آلوده‌ترین شهرهای لهستان قرار داشت. پس از آن‌که در حومه‌ی این شهر کارخانه‌ی ذوب آهن احداث و راه‌اندازی شد، آلودگی به اوج خود رسید و شرایط زیست، بحرانی شد.

در نخستین سال‌های دهه‌ی ۹۰ مطرح شدن پروژه‌های نوظهور (که شمارشان نیز اندک نبود) آگاهی زیست‌محیطی مردم لگنیکا را بالا برد. نتیجه‌ی این روند را امروز می‌توان دید. این شهر اینک به نمونه‌ی زیست‌محیطی تبدیل شده و در این عرصه جوایزی نیز دریافت کرده که از جمله‌ی این جوایز می‌توان «جایزه‌ی زیست‌محیطی اروپا» را نام برد.

امروزه لگنیکا به الگوی شعور و آموزش زیست‌محیطی بدل شده است. چرا که در این شهر آموزش‌های زیست‌محیطی را از همان دوران مدرسه و کودکی آغاز می‌کنند، با این دید که وجدان زیست‌محیطی را باید از همان کودکی بیدار کرد و پرورش داد تا کودکان و نوجوانان آگاه امروز، شهروندان آگاه فردا را بسازند.

حفظ طبیعت نیازمند آموزش و آگاهی شهروندان است

دانش‌آموزان کلاس چهارم یکی از مدارس را در سه‌شنبه (۲۲ ژوئیه) برای فراگیری چگونگی تفکیک زباله به کتابخانه‌ی محیط زیست لگنیکا آورده‌اند. در وسط اتاق خانم معلمی با لباسی که کیسه‌های پلاستیکی، قوطی و روزنامه به آن آویزان شده، ایستاده است. بچه‌ها مشتاقانه به او می‌نگرند. خانم معلم در واقع یکی از هنرپیشه‌های تئاتر شهر است. در ابتدای درس او با حرکاتی نمایش‌گونه، کتابخانه را معرفی می‌کند و هدف از درس را برای دانش‌‌آموزان تشریح می‌کند. معلم که با آواز خواندن آموزشش را به یک بازی تبدیل کرده است، زباله‌های آویزان شده به لباس خود را نشان می‌دهد و می‌پرسد‌، این چیست؟ و بچه‌ها پاسخ می‌دهند.

اگر آموزش‌های زیست‌محیطی به صورت بازی درآید، بیشترین اثر را بر روان کودک خواهد گذاشت. به عقیده‌ی سیلویا روستسکو (که تدریس محیط زیست کتابخانه‌ی نامبرده در شهر لگنیکا را بر عهده دارد) درس را نه به شیوه‌ی اجبار بل‌که به شیوه‌ی بازی باید به کودک آموخت. پس از نمایش کوتاهی که او اجرا کرده، بچه‌ها شروع به جدا کردن زباله‌ها می‌کنند. سیلویا از شیوه‌ی آموزشی کتاب‌خانه سخن می‌گوید: «ما تنها آن‌چه را که دانش‌‌آموزان در درس‌های مدرسه یاد گرفته‌اند، تکمیل می‌‌کنیم. معلم‌ها و دانش‌‌آموزان پیش ما می‌آیند و ما هم با توجه به برنامه‌ی درسی‌مان یک موضوع را انتخاب می‌کنیم. باید بگویم که دانش‌آموزان توجه و تمایل زیادی به درس‌های ما نشان می‌دهند.»

ساعت درس رو به پایان است. اما بچه‌های کلاس چهارم از این درس چه یاد گرفته‌اند؟ یک دانش‌‌آموز دختر می‌گوید: «سعی می‌کنم، آشغال‌ها را جدا کنم. تا حالا نمی‌دانستم چطور باید این‌کار را کرد. دیگر این‌که من فقط آن دفترهایی را می‌خرم که آرم تجدیدپذیر روی‌شان دارند.» دیگری می‌گوید: «من همیشه آ‌شغال‌ها را جدا می‌کنم، مثلن قوطی‌ها را کنار قوطی‌ها می‌گذارم و این جور چیزها.» و سومی می‌گوید: «ما فقط از کیسه‌هایی استفاده می‌کنیم که برای محیط زیست ضرر ندارند، ما اصلن کیسه‌ی پلاستیکی نمی‌خریم.»

کلاس بعدی محیط زیست برای همین دانش‌آموزان چهار هفته‌ی دیگر برپا خواهد شد. آموزش بعدی مربوط به «آب» است. سیلویا روستسکو به برنامه‌‌ی‌ هفته‌گی کتاب‌خانه نگاه می‌کند و ادامه می‌دهد: «کمی قبل از پایان سال تحصیلی، ما یک امتحان برگزار می‌کنیم. از بچه‌ها می‌پرسیم، تاکنون چه چیزهای در مورد حفاظت از محیط زیست یاد گرفته‌‌اند. وقتی از پس امتحان برآمدند، آن‌ها را انسان‌‌های آگاه به محیط زیست می‌نامیم و هر کودکی از ما یک دیپلم محیط زیست و برای تشویق هم یک کتاب می‌گیرد، بعد از آن سوگند یاد می‌کند که از این پس در جهت حفظ محیط زیست رفتار کند.»

کتابخانه‌ی محیط زیست لگنیکا بیش از ۱۰ سال است که به دانش‌‌آموزان دوره‌ی ابتدایی و کودکان مهدکودک آموزش محیط زیست می‌دهد. این در حالی‌ست که در بسیاری از کشورها هنوز این روش‌ها برای آموزش‌های زیست‌محیطی ناشناخته‌‌اند و شاید هم توجه کافی به آن‌ها وجود ندارد.

کتابخانه‌ی محیط زیست لگنیکا ۱۰ هزار جلد کتاب و تعداد زیادی مجله‌ی علمی دارد. این کتابخانه که گردهمایی‌های زیست‌محیطی زیادی در آن بر پا می‌شود، در لهستان بی‌نظیر است. آنا گاتکوفسکا (مدیر کتابخانه) به قفسه‌های مملو از کتابخانه نگاهی پرغرور انداخته و هم‌کاری و تامین مالی دولت را عاملی می‌داند که ایده‌ی لرزان دیروز‌ را به واقعیت موفق امروز تبدیل کرده است!

فریبا والیات

Posted by Ali Hemmati at 20:49:43 | Permalink | Comments (1) »

کسب انرژی خورشیدی حتی در هوای ابری

با بالا رفتن هزینه‌های انرژی، برخی از آلمانی‌ها آرزو دارند گرمای تابستان را برای زمستان ذخیره کنند. این کار دیگر غیر ممکن نیست. یک گروه پژوهشی از دانشگاه فنی برلین، مشغول طرح یک ذخیره‌گاه انرژی خورشید در تابستان است.

نور افتاب جانشین نیروی الکتریسیته
نور آفتاب جانشین نیروی الکتریسیته

مارتین بوخ‌هلتس (پژوهش‌گر دانشگاه برلین) می‌گوید: یک فنجان قهوه، زودتر از یک‌ پارچ قهوه سرد می‌شود. هم‌چنین یک پارچ زودتر از یک مخزن بزرگ سرد می‌شود. پس می‌توان گفت که برای ذخیره انرژی خورشید باید از مخزن‌های بزرگ استفاده کرد. اما این به این آسانی نیست. برای این‌که گرما برای کل زمستان کافی باشد احتیاج به مخزنی با حجم حداقل ۳۵ ‌مترمکعب داریم! این مسلم است که کسی مخزنی به این بزرگی در خانه خود ندارد. یک کارشناس از انجمن اروپایی منابع انرژی‌های تجدید پذیر(یوروسولار Eurosolar) نیز تاکید می‌کند که در حال حاضر ذخیره‌کردن انرژی فصلی به نتیجه‌ای نمی‌رسد: زیرا به طور معمول مخزن‌های بزرگ بسیار گران هستند. درست است که در برخی از خانه‌ها منبع‌هایی هستند که از نظر تکنیکی کار می‌کنند، اما به نظر او، هنوز یک بازار انبوه از این مخزن‌ها وجود ندارد!

به همین خاطر، تیم پژوهشی مارتین بوخ‌هلتس، هدفش تولید کردن مخزن‌هایی با حجم کمتر، یعنی زیر ۱۰ متر مکعب است. برای ذخیره کردن انرژی خورشید در تابستان، آن‌ها مخزنی در پشت‌‌بام یک ساختمان آزمایشی می‌گذارند. در طول تابستان، در آن مخزن به‌جای آب معمولی، محلولی از آب نمک می‌ریزند. بوخ‌هلتس شرح می‌دهد که نور آفتاب این محلول را گرم می‌کند، آب بخار می‌شود، و مخلوطی که باقی می‌ماند مقدار نمک بالایی دارد. در آخر تابستان این مخلوط حاوی یک سوم نمک و دوسوم آب خواهد بود. آب شور باقی‌مانده تا فصل زمستان در این مخزن می‌ماند. در زمستان باردیگر ازمخزن برای تولید بخار آب استفاده می‌شود. در این فصل یا آب باران وارد مخزن می‌شود یا آن را با آب لوله‌کشی پر می‌کنند. برای این فرایند، انرژی خورشید در زمستان کفایت می‌کند، زیرا که آب داخل مخزن فقط باید بین ۱۵ تا ۲۰ درجه گرم شود. در نهایت، نمک که همواره رطوبت هوا را می‌گیرد، هوای مرطوب وارد شده به مخزن را، یعنی همان بخار آب را به مایع تبدیل می‌کند و در این جریان گرما آزاد می‌شود! و به گفته مارتین بوخ‌هلتس، خانه‌ای که خوب عایق‌بندی شده دیگر احتیاجی به شوفاژ ندارد!

امروزه هزینه تاسیسات برای فراهم کردن آب گرم جهت استفاده‌های مختلف، از جمله برای شوفاژ، حدود ۱۵ هزار یورو است. درست است که هزینه مخزن ذخیره انرژی خورشیدی به ۱۹ هزار یورو می‌رسد، اما دیگر نیازی به خریدن بخاری یا مخزن نفت هم نیست. تیم پژوهشی دانشگاه برلین قصد دارد این تکنولوژی را در ابتدا (در سال ۲۰۱۰) صرفن برای دوستداران تکنیک و مهندسان وارد بازار کند. هم اکنون تنها یک درصد خانوارهای آلمانی از انرژی خورشیدی برای گرم کردن خانه‌ی خود استفاده می‌کنند. آن‌ها به طور معمول از مخارج تهیه این تکنولوژی واهمه دارند! اما به گفته کارشناسان انرژی، استفاده از این تکنیک به‌زودی به‌صرفه خواهد بود، زیرا قیمت انرژی‌های فسیلی همواره بالا خواهد رفت! به گفته کارشناسان انرژی، تفاوت‌های فصلی در آلمان شدید هستند؛ به طوری که ممکن است در تابستان همان مقدار انرژی خورشیدی در یک مخزن جمع شود، که در یک روز زمستانی جمع می‌شود.

این مخزن ذخیره‌کننده‌ی فصلی (که به‌طور موقت به نام واترگی Watergy خوانده می‌شود) قرار است وارد بازار بین‌المللی شود. ولی در ابتدا باید بر یک سری مشکلات تکنیکی غلبه شد! برای مثال این‌که مخزن از چه ماده‌ای باشد که بتواند در برابراین محلول نمک شدید مقاومت کند. به هر حال داشتن خانه‌ای که هیچ مصرف انرژیی نداشته باشد، چا‌لشی بزرگ است؛ چه از نظر تکنیکی، چه از نظر اقتصادی.

Posted by Ali Hemmati at 19:31:14 | Permalink | Comments (1) »

Monday, July 21, 2008

بحث داغ شهریه در دانشگاه‌های آلمان

دریافت شهریه از دانشجویان دانشگاه‌ها و مدارس عالی آلمان، در دو سال گذشته، زمینه ساز بحث‌ها، تظاهرات و اعتراض‌های بسیار بود. اکنون نهادهای اقتصادی، با پیشنهاد دریافت هزار یورو شهریه در سراسر آلمان، وارد صحنه می‌شوند.

از زمانی که بحث دریافت شهریه از دانشجویان دانشگاه‌ها و مدارس عالی آلمان به میان کشیده شد، دانشگاه‌های این کشور شاهد اعتراض‌ها، تحصن‌ها و بحث‌های شدید بودند. مساله دریافت یا عدم دریافت شهریه، در ایالت‌های مختلف، به محور رقابت‌های انتخاباتی احزاب نیز تبدیل شد. از سال تحصیلی ۲۰۰۶ میلادی، بیشتر دانشگاه‌ها دریافت شهریه از دانشجویان را، آغاز کردند. مبلغ شهریه برای هر دوره شش‌ماهه، بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ یورو تعیین شد. از آنجا که دانشجویان وابسته به خانواده‌های کم درآمد توان پرداخت نداشتند، برخی از بانک‌های ایالتی، پذیرفتند که به آن‌ها معادل شهریه، وام‌های کم بهره بدهند. بازپرداخت این وام‌ها، به زمانی موکول شد که دانشجویان تحصیلات خود را به پایان رسانده، وارد بازار کار شده و دارای درآمد کافی باشند.

صحنه‌ای از تظاهرات در دانشگاه‌های آلمان علیه شهریه با شعار
صحنه‌ای از تظاهرات در دانشگاه‌های آلمان علیه شهریه
با شعار “آموزش رایگان برای همه”

اما همه این تدابیر نتوانست تب و تابی را که موضوع شهریه در مراکز دانشگاهی ایجاد کرده بود، فرو بنشاند. به عنوان نمونه، در ایالت هسن آلمان، نخست وزیر وابسته به حزب دموکرات مسیحی، بر دریافت شهریه پای می‌فشرد، در حالی که برخی از اعضای حزب خود او و احزاب اپوزیسیون، با آن مخالفت می‌ورزیدند. سرانجام، در بهار امسال، دادگاهی به حذف شهریه رای داد. این درحالی است که دانشگاه‌های بیشتر ایالات، همچنان به دریافت شهریه ادامه می‌دهند. در نتیجه این بیم وجود دارد که دانشجویان به دانشگاه‌های ایالت هسن هجوم بیاورند.

اتحادیه انجمن‌های کارفرمایان آلمان، اتحادیه فدرال صنایع، بنیاد اقتصاد آلمان در کلن و اتحایه بنیادهای آلمان، در طرح مشترکی که اخیرا منتشر شد، خواستار ایجاد صندوقی مرکزی برای حل مشکل دانشگاه‌ها شدند. براساس پیشنهاد ۴ اتحادیه پرنفوذ، ذخیره مالی این صندوق به مبلغ ۵ میلیارد یورو، می‌بایست به طور مشترک از طریق دولت مرکزی و ایالات تامین شود. به گزارش پایگاه اینترنتی “فینانس ناخریشتن” و چند منبع دیگر، با ایجاد این صندوق، دانشجویان می‌توانند حواله‌هائی دریافت کنند و آن را در اختیار دانشگاه‌های خود قرار دهند. هدف اصلی اتحادیه‌ها، آن است که ایالات مختلف نتوانند بدون مشارکت در هزینه‌ها، دانشجویانی را که به خرج ایالات دیگر آموزش دیده‌اند، جذب کنند!

در بخشی دیگر از طرح اتحادیه‌ها، به دانشگاه‌ها و مدارس‌عالی اجازه داده می‌شود که از طریق دریافت شهریه، استادان بهتر وبیشتری استخدام کنند و کیفیت آموزشی خود را بالا ببرند. شهریه پیشنهادی اتحادیه‌ها، برای هر دوره تحصیلی شش ماهه، هزار یورو است. اما اتحادیه‌ها، به وضعیت دانشجویان وابسته به خانواده‌های کم درآمد نیز اندیشیده‌اند! براساس مدل جدید، باید یک “سیستم تامین مالی تحصیلات دانشگاهی واحد” برای سراسر آلمان ایجاد شود. این سیستم وظیفه دارد برای هر دانشجو یک بودجه ماهانه تعیین کند. تامین کمک‌هزینه تحصیلی برای دانشجویان کم‌درآمد و اعتبارات دانشجویی نیز در چارچوب همین سیستم متمرکز می‌شود. تهیه‌کنندگان طرح معتقدند که با ایجاد چنین سیستمی، تحصیل در آلمان، بدون کار دانشجویی و پشتیبانی مالی خانواده نیز، برای همه امکان پذیر خواهد بود.

پیشنهاد اتحادیه‌های اقتصادی، با مقاومت‌هایی روبرو خواهد شد. از یک سو، طرح موضوع هزار یورو شهریه، در میان دانشجویان، هراس خواهد افکند و سبب خواهد شد که آن‌ها به امتیازات طرح کمتر بیاندیشند! از سوی دیگر، یک‌پارچه کردن سیاست مالی و آموزشی دانشگاه‌ها و مدارس‌عالی، با سیستم فدرالیستی آلمان در تعارض قرار می‌گیرد و می‌تواند مقاومت ایالات را برانگیزد! ۱۶ ایالت آلمان فدرال (با برخورداری از پارلمان و دولت ایالتی) در تنظیم سیاست‌های اقتصادی و آموزشی داخلی خود مستقل عمل می‌کنند. بنا براین، هر ایالت مختار است که درباره شرایط تحصیلی دانشجویان خود تصمیم بگیرد! در عین حال نباید فراموش کرد که منابع اقتصادی و صنعتی، همواره مهم‌ترین تامین‌کننده بودجه تحقیقاتی دانشگاه‌ها بوده‌اند.

دویچه وله، جواد طالعی

Posted by Ali Hemmati at 20:25:17 | Permalink | Comments (2)

Wednesday, July 16, 2008

(حفاظت بیشتر از کودکان (علیه کودک‌آزادری توسط والدین

لئا سوفی در نوامبر سال 2007 در اثر گرسنگی جان داد. پدر و مادر این دختربچه متهم بودند که از روی عمد و به قصد از بین بردن لئا، وی را گرسنه نگاه داشته‌ و با او بدرفتاری کرده‌اند. این حادثه جامعه آلمان را تکان داد و دولت را واداشت جهت جلوگیری از تکرار چنین جنایاتی تدابیری را اتخاذ نماید. چهارشنبه ۱۶ ژوئیه ۲۰۰۸ (هشت ماه پس از مرگ دل‌خراش لئا) دادگاه شورین، پدر و مادر وی را مقصر شناخت و هر کدام را به ۱۱ سال و ۹ ماه زندان محکوم کرد.

آرامگاه لئا سوفی، دختربچه‌ی ۵ ساله، در گورستان جنگلی شورین، مرکر ایالت مکلن‌بورگ-فورپومرن، در شمال شرق آلمان. لئا سوفی در نوامبر سال گذشته در اثر گرسنگی جان داد. پدر و مادر این دختربچه متهم بودند که عمداً و به قصد از بین بردن لئا، وی را گرسنه نگاه داشته‌ و با او بدرفتاری کرده‌اند. این حادثه جامعه آلمان را تکان داد و دولت را واداشت جهت جلوگیری از تکرار چنین جنایاتی تدابیری را اتخاذ نماید. امروز، چهارشنبه ۱۶ ژوئیه ۲۰۰۸، هشت ماه پس از مرگ دلخراش لئا، دادگاه شورین، پدر و مادر وی را مقصر شناخت و هر کدام را به ۱۱ سال و ۹ ماه زندان محکوم کرد.
آرامگاه
لئا سوفی (دختربچه‌ی ۵ ساله) در گورستان جنگلی شورین
مرکر ایالت مکلن‌بورگ-فورپومرن، در شمال شرق آلمان.

به یاد طرح “حمایت از کودکان در قانون اساسی آلمان” افتادم که در دسامبر سال قبل میلادی بحث زیادی در رسانه‌های آلمان به راه انداخته بود. قسمتی از آن خبرها که در آرشیو داشتم را در ادامه آورده ام.

آنگلا مرکل (صدراعظم آلمان) در 15 دسامبر 2007 گفته بود «مواردی (از کودک‌آزاری) که به مرگ کودک می‌انجامد، به شدت ما را متاثر می‌سازد، اما مواردی دیگر را نیز که کودکان مجبورند در تمام طول زنده‌گی، رنجی را با خود حمل کنند که ریشته‌ی آن در کودکی بوده است، دردناک می‌دانم» او ریشه‌ی وجود کودک‌آزاری و خشونت را در بی‌توجهی والدین به کودکان می‌داند. وی اظهار داشت که کشور آلمان به یک فرهنگ احساس مسوولیت نیاز دارد… او گفت که پروژه‌های آزمایشی متعددی در ایالت‌های مختلف آلمان فعال هستند و خانم اورزولا فون در لی‌ین (وزیر امور خانواده آلمان) مرکز ملی کمک‌های نخستین را به عنوان یک پروزه‌ی آزمایشی به راه انداخته است و دولت آلمان رقمی بالغ بر 10 میلیون یورو در اختیار این پروژه گذارده است. هدف از این پروژه جمع‌آوری تجارب در جهت راه‌اندازی شبکه‌ی مطمئنی است که بتواند موارد دشوار تربیتی را به موقع تشخیص دهند. خانم مرکل گفت: «ما می‌دانیم که نباید پس از تولد نوزاد، کار خود را آغاز کنیم، بل‌که باید والدین را از همان دوره‌ی بارداری هم‌راهی کرد»

خانم فـون‌درلاين (وزير امور خانواده آلمان) خواستار محدود شدن حقوق والدين شد. ون‌درلاين در مصاحبه‌اى با روزنامه Bild اشاره كرد:«حق و حقوق والدين نبايد تا جايى جلو رود كه بچه‌ در خانواده زجر بكشد يا حتا بميرد. … تلاش ما اين است كه دادگاه خانواده، در آينده بتواند، زودتر وارد عمل شود. اگر والدين با دخالت و راه‌هاى پيشنهادى دادگاه مخالفت كنند، دادگاه بايد اين حق را داشته باشد كه حق سرپرستى كودك را از آنها سلب كند.» شش ماه پيش از اين نيز خانم بریگیته تسيپريس (Brigitte Zypries وزير دادگسترى اين كشور) پيش‌نويس قانونى را ارایه كرد، كه به دادگاه خانواده اجازه مى‌دهد نظارت بيشترى بر شيوه تربيت و رشد كودكان داشته باشد. با به اجرا در آمدن اين قانون دادگاه خانواده اجازه دارد، پيش از اين‌كه كودك مورد آزار قرار بگيرد وارد عمل شود. از جمله راه‌هاى كه در اين قانون پيشنهاد شده گذراندن دوره‌هاى: آموزش كنترل خشم، مشاوره‌هاى‌تربيتى يا سلامتى براى والدين است. تسيپرس هنگام ارایه پيش‌نويس اين قانون گفت:«من نمى‌خوام دادگاه خانواده وقتى وارد عمل شود كه ديگر دير شده و بايد حق سرپرستى كودك از والدين گرفته شود.»


علت اصلی این گردهم‌آیی که به “اجلاس حمایت از کودکان” معروف شده

افزایش روزافزون اعمال ضرب و شتم و حتا قتل کودکان از سوی والدین آنان است
که بحث‌های جنجال‌برانگیزی را در رسانه‌های آلمان دامن زده بود.

نخست‌وزیران ایالت‌های مختلف آلمان در ۱۹ دسامبر 2007 با آنگلا مرکل (صدراعظم این کشور) گردهم آمدند تا بر سر طرح حمایت بیشتر از کودکان به رایزنی بپردازند. حزب سوسیال دموکرات آلمان (SPD) به رهبری کورت بک، خواهان تصویب طرح حمایت از کودکان به عنوان اصلی از قانون اساسی آلمان است و برای آن نیز برنامه‌ای حاوی ۷ نکته تدوین کرده است. بر اساس این طرح، باید حتی “ماما”ها هم آموزش ببینند تا بتوانند موقعیت خانوادگی طفل نوزاد را به سود او محک بزنند. این که آیا محیط خانوادگی برای کودک مناسب یا خطرناک است، باید در مهد کودک و مدرسه نیز مورد توجه دقیق قرار گیرد. از والدین کودکان باید “مصراً خواسته شود” که اجازه دهند، فرزندانشان تحت مراقبت‌های پزشکی مداوم باشند. اگر پدر و مادری با این مسئله موافقت نکردند، باید “با آن‌ها ملاقات کرد” و نظرشان را تغییر داد. در ضمن قوانینی که از اجرای چنین مراقبت‌هایی جلوگیری می‌کنند، باید تغییر کنند.

موافقان تصویب طرح حمایت از کودکان به عنوان اصلی از قانون اساسی معتقدند که در این صورت، به “ادارات امور جوانان” امکان داده می‌شود، منافع کودکان را تامین و تضمین کنند.موافق قانون اساسی آلمان، اولویت در امر تربیت فرزندان، با پدر و مادر است. آنگلا مرکل و حزب دموکرات مسیحی (CDU)، طرح کورت بک و حزبش را غیر عملی می‌دانند. مرکل در رد تصویب طرح حمایت از کودکان به عنوان اصلی از قانون اساسی گفت که «ما حالا نباید ضرورت کمک‌های عملی برای کودکان را فدای بحث تئوریک در باره‌ی قانون اساسی بکنیم.»

رناته کوناست، (Renate Künast رییس فراکسیون حزب سبزها در پارلمان آلمان) به روزنامه‌ی “لایپزیگر فولکس تسایتونگ” در این راستا گفت که اگر حمایت از کودکان در قانون اساسی به عنوان یک اصل منظور شود، موارد غفلت و سهل‌انگاری در مورد کودکان کاهش خواهد یافت، “چون سیستمی که از کودکان مراقبت می‌کند، از پشتوانه‌ی قانونی قوی‌تری برخوردار است.” او اضافه کرد، در این صورت دولت نمی‌تواند از خود سلب مسئولیت بکند. او از آنگلا مرکل انتقاد نمود که “تسلیم” نخست‌وزیران ایالت‌های آلمان شده‌است، “چون آن‌ها از هزینه‌ی سرسام‌آور مراقبت از کودکان واهمه دارند.” کوناست در گفت‌وگو با “لایپزیگر فولکس تسایتونگ” نتیجه گرفت: «تاوان این را حالا باید بچه‌ها بدهند.

رییس “اتحادیه‌‌ی سراسری حمایت از کودکان”، هاینز هیلگرز، (Heinz Hilgers) در گفت‌و‌گویی با روزنامه‌ی “برلینر تسایتونگ” از دولت آلمان به خاطر “بی مسئولیتی در برابر کودکان” انتقاد و به تأثیر فقر در رفتارهای تربیتی خانواده‌ها اشاره کرد و گفت که “حمایت از کودکان را نمی‌توان از مسائل اجتماعی جدا کرد. ۹۵ درصد موارد ضرب و شتم و آزار بدنی نسبت به کودکان در قشرهای فقیر جامعه صورت می‌گیرد.

Posted by Ali Hemmati at 18:17:25 | Permalink | Comments (1) »

Monday, July 14, 2008

بالا گرفتن بحث در مورد انرژی اتمی در آلمان

با افزایش سرسام‌آور قیمت نفت و قطعی شدن پایان دوران به صرفه بودن نسبی استفاده از انرژی فسیلی، در آلمان مجددا بحث سود و زیان انرژی اتمی بالا گرفته است! آیا حسابگری اقتصادی بر “وجدان سبز” آلمانی‌ها غلبه خواهد کرد؟!

از اواخر دهه‌ی ۱۹۷۰ اصطلاحی در زبان آلمانی جا باز کرده است که مدت‌ها شاخص “وجدان سبز” آلمانی‌ها بوده است: اصطلاح Atomausstieg. (ترجمه‌ی تحت‌اللفظی آن “پیاده شدن از اتم” می‌شود.) آن را می‌توانیم “وداع با اتم” بخوانیم یا “کناره گیری از اتم”، شاید هم “ترک اتم”! منظور از آن تصمیم به بستن گام به گام نیروگاه‌های هسته‌ای موجود و مخالفت با تاسیس نیروگاه‌های تازه است. تکمیل‌کننده‌ی این رویکرد منفی، تاکید مثبت بر انرژی‌های تجدیدپذیر است که هم بدیل اتم و هم بدیل نفت و گاز و ذغال سنگ دانسته می‌شوند. مضمون این تاکید مثبت رویکرد به انرژی‌های باد و آفتاب در عرصه‌های پژوهش و برنامه‌ریزی اقتصادی و عمرانی و قایل شدن به اولویت‌های اجرایی برای پروژه‌های مربوط به این گونه انرژی‌هاست.

تظاهرات مخالفان انرژی اتمی در آلمان - ’سبزها‘ گفته‌اند مخالفت با رویکرد مجدد به انرژی اتمی را به عرصه‌ی حرکتهای خیابانی خواهند کشاند
تظاهرات مخالفان انرژی اتمی در آلمان

نگاه منفی به اتم خنثاکننده‌ی اشتیاق به اتم بود که پس از جنگ جهانی دوم، با وجود کشتار اتمی در هیروشمیا و ناکازاکی، از اتم لفظ مثبتی ساخته بود؛ به هر چه صفت اتمی می‌دادند، پیشرفته، مدرن و پرتوان تلقی می‌شد! غلبه بر “اتم‌دوستی” ساده نبود! بحث‌های انتقادی فراوانی درگرفت و جنبش مشهور به ۶۸ و تداوم آن در دهه‌های بعدی باعث شد که این بحث‌ها به همه‌ی سطوح جامعه کشیده شوند. در آلمان، اتریش، سوئد، ایتالیا، اسپانیا، هلند و بلژیک این بحث‌ها تا آن حد تاثیرگذار شدند که نگاه انتقادی به رویکرد به اتم برای حل مسئله‌ی نیاز به انرژی، “کناره‌گیری از اتم” را وارد برنامه‌ریزی‌های کلان اقتصادی کرد. “وداع با اتم” در آلمان در سال ۲۰۰۲ به ابتکار و رای سوسیال دمکرات‌ها و سبزها صورت قانونی یافت.

سوسیال دمکرات‌ها و سبزها تصویب و اجرای این قانون را یکی از مهم‌ترین دستاورد دوران ائتلاف خود معرفی می‌کنند. ولی اکنون در مورد مثبت بودن این قانون شک وجود دارد. این شک از زاویه‌ی حساب‌گری اقتصادی بروز کرده است: آیا به دلیل بالارفتن شدید قیمت نفت و در حالی که تولید انرژی‌های تجدیدپذیر هنوز نمی‌توانند پاسخ‌گوی بخش عمده‌ی نیازهای مصرفی باشند، نمی‌بایست مشکل انرژی را از طریق نیروگاه‌های هسته‌ای حل کرد؟ حساب‌گری اقتصادی باعث شده است نگاه به اتم آن‌چنان مثبت شود، که اتم‌دوستی از زاویه‌ی زیست‌محیطی نیز مدام جاذبه‌ی بیشتری پیدا کند! اتم‌دوستان استدلال می‌کنند که انرژی اتمی، انرژی “تمیزی” است (یعنی محیط زیست را آلوده نمی‌کند) و کشورهای صنعتی اگر بخواهند به تعهد خود در مورد کاستن از میزان گازهای آلاینده‌ی جو عمل کنند، ناچارند وزن اتم را در تولید انرژی بالا برند.

قانون تصویب شده در آلمان در سال ۲۰۰۲ در مورد “کناره‌گیری از اتم” می‌گوید که نیروگاه هسته‌ای جدیدی در کشور ساخته نخواهد شد و نیروگاه‌‌های موجود نیز در صورتی که ۳۲ سال از فعالیت‌شان گذشته باشد، تعطیل خواهند شد. تا کنون دو نیروگاه هسته‌ای آلمان بر اساس این قانون تعطیل شده‌اند و ۲۱ نیروگاه دیگرهم به تدریج تا سال ۲۰۲۱ خاموش خواهند شد. منتقدان اکنون با صدایی بلندتر از هر هنگام دیگری می‌پرسند که چه چیزی جانشین انرژی اتمی خواهد شد. اشاره‌ی آنان به افزایش پیش‌بینی‌نشده‌ی بهای نفت، انتقاد آنان از قانون محدودکننده استفاده از انرژی هسته‌ای را در میان مردم مقبول می‌سازد! آخرین نظرسنجی‌ها حاکی از آن هستند که ۹۵ در صد مردم آلمان افزایش بهای نفت را مشکل‌زا می‌بیینند. بر اساس این نظرسنجی‌ها اکنون فقط ۴۰ درصد آلمانی‌ها معتقدند که تصمیم قانونی به وداع با اتم، تصمیم درستی بوده است.

موضوع انرژی اتمی به یک موضوع اختلاف‌انگیز در کابینه‌ی ائتلافی حزب سوسیا‌ل‌دموکرات و حزب‌های متحد دموکرات‌مسیحی و سوسیال‌مسیحی تبدیل شده است. رییس کابینه،‌ خانم آنگلا مرکل از حزب دموکرات مسیحی، روزبه‌روز از خود گرایش بیشتری به انرژی هسته‌ای نشان می‌دهد. سوسیال‌دموکرات‌ها هم‌چنان از قانون ۲۰۰۲ پشتیبانی می‌کنند و با تجدید نظر در آن مخالف‌اند. سبزها گفته‌اند که در صورتی که این قانون زیر سووال رود، موضوع را به عرصه‌ی جنبش‌های خیابانی خواهند کشاند. از هم اکنون مشخص است که انرژی اتمی یک موضوع مهم در مبارزات انتخاباتی در سال ۲۰۰۹ خواهد بود.

نیروگاه هسته‌ای راپسفلد (در نزدیکی کلن) - این نیروگاه به کنسرن انرژی RWE تعلق دارد. RWE از موج جدید ’اتم دوستی‘ استقبال کرده است
نیروگاه هسته‌ای راپسفلد - در نزدیکی کلن
این نیروگاه به کنسرن انرژی RWE تعلق دارد.
RWE از موج جدید ’اتم دوستی‘ استقبال کرده است.

در برابر اتم‌دوستان، منتقدان انرژی اتمی بیکار ننشسته‌اند. در همه‌ی رسانه‌ها بحث در مورد انرژی اتمی در حال بالا گرفتن است و منتقدان می‌کوشند استدلال‌های ثابت و همیشگی خود را با داده‌های تازه‌ای تقویت کنند. آنان می‌گویند که روی‌آوری مجدد به انرژی اتمی باعث تشویق دیگر کشورها به این کار می‌شود و این امر جهان را ناامن می‌کند، هم به این دلیل که انرژی اتمی معمولن بهانه‌ای برای نظامی‌گری اتمی است و هم به دلیل خطراتی که نیروگاه‌های هسته‌ای دارند! هیچ تضمینی وجود ندارد که فاجعه‌ی چرنوبیل تکرار نشود! در خود آلمان با تکنولوژی بسیار بالای آن بارها در نیروگاه‌های اتمی سانحه بروز کرده و همین امر نشان می‌دهد که ادعای داشتن کنترل کامل بر مخاطرات، ادعای پوچی است!

در استدلال‌های انتقادی مشکل زباله‌های اتمی را نیز مدام یادآور می‌شوند: با آن‌ها چه می‌تواند کرد؟ آیا راه مطمئنی برای انبار کردن آنها پیدا شده است؟! منتقدان انرژی اتمی این نکته را نیز مدام یادآور می‌شوند که روی‌آوری به انرژی‌های تجدیدپذیر و پژوهش و نوآوری و سرمایه‌گذاری مورد آن‌ها ثمره‌ی فاصله‌گیری از انرژی اتمی بوده است و موج جدید اتم‌دوستی، ممکن است به پویش در این عرصه لطمه زند!

ر/رویترز، تاگس‌شاو، خبرگزاری آلمان، فوکوس

Posted by Ali Hemmati at 16:13:38 | Permalink | No Comments »

Friday, July 4, 2008

قتل ترحمی: کمک انسانی یا سقوط اخلاقی

پایان دادن به زندگی بیماران لاعلاج، “قتل ترحمی” خوانده می‌شود. “قتل ترحمی”، اخلاق یا غیر اخلاقی؟ مرزها کجا هستند؟ بیماران داوطلبانه به استقبال مرگ می‌روند یا کشته می‌شوند؟

درسا‌‌‌‌ل ۱۹۹۶، استرالیا برای اولین بار در دنیا، قانونی تصویب کرد که بر اسا‌س آن قتل ترحمی مجاز شد. این قانون اما تنها ۸ ماه عمر کرد. ژوئن ۲۰۰۸ در استرالیا، دو زن به اتهام قتل دستگیر شدند. یکی از این زنان با مشارکت دوست خود، همسر میلیونر ۷۱ ساله‌ی مبتلا به آلزایمر خود را به قتل رسانده است. زن استرالیایی در دادگاه ادعا کرد که همسر خود را تنها در “قتل ترحمی” یاری کرده است. به گفته این دو زن، پیرمرد خواستار رهایی از رنج بوده است. ولی نظر دادگاه این است که آنها با انگیزه مالی، پیرمرد را به قتل رسانده‌اند. قانون “قتل ترحمی” در سال ۲۰۰۱ از تصویب نمایندگان پارلمان هلند گذشت.

راجر کوش (وزیر سابق دادگستری شهر هامبورگ آلمان) مؤسسه‌ای را بنیان نهاده که بیماران لاعلاج می‌توانند در آن به زندگی خود پایان دهند. این مؤسسه یک زن ۷۹ ساله را در فرایند “قتل ترحمی” همراهی کرده است. این عمل کوش، به بحث گسترده‌ای درباره تشدید مجازات “قتل ترحمی” در آلمان انجامیده است. راجر کوش در مصاحبه‌ای تلویزیونی گفته است که بیمار او، خود، مرگ را انتخاب کرده بود. وی ادامه می‌دهد: «من خواسته او را برآورده کردم و خوشحالم که توانست طوری بمیرد که دلش می‌خواست.»

فراکسیون سوسیال‌مسیحی و دموکرات‌مسیحی مجلس آلمان، خواستا‌ر واکنش سریع قانون‌گذاران به کسانی شده‌اند که مرگ بیماران را تسریع می‌کنند. این در حالی است که سوسیال‌دمکرات‌ها، با تشدید مجازات مخالف‌اند. ولفگانگ بسباخ، معاون فراکسیون دموکرات‌مسیحی و سوسیال‌مسیحی مجلس آلمان، معتقد است که افرادی که به مرگ بیماران و افراد مسن کمک می‌کنند، باید مجازات شوند.

همچنین هوبرت هوپه (همکار بسباخ در فراکسیون) خواستار استفاده از تمام ظرفیت‌های حقوقی برای مقابله با چنین اقداماتی شده است. او در مصاحبه با نشریه “وست‌دویچه آلگماینه تسایتونگ” پیشنهاد می‌کند که «مرزهای کمک به بیماران دقیق‌تر مشخص شوند.»

اولا شْمیت (وزیربهداشت آلمان) هم با قتل ترحمی مخالفت است. به گفته او، وظیفه سیاست فراهم کردن شرایطی است که انسان‌‌‌ها بتوانند در آسایش وعزت زندگی کنند.

عملکرد کسی که با انگیزه شهرت یا به‌دست آوردن پول، “قتل ترحمی” ترتیب می‌دهد، کاملا غیراخلاقی است. این ترس همواره وجود دارد که در پوشش اقدامی انسانی، به زندگی افراد نه چندان بیمار نیز پایان داده شود. شورای فدرال آلمان، روز جمعه (چهارم ژوئیه)، طرح پیشنهادی چند ایا‌لت این کشور را بررسی کرد که بر اساس آن، کسانی که قتل ترحمی «با انگیزه‌های مالی و به صورت سازمان‌دهی‌شده» انجام می‌دهند، به مجازات تا سه سال زندان محکوم شوند. اولریش گل، وزیر داد گستری ایا‌‌‌لت “بادن وورتنبرگ” ، هدف این طرح را پیشگیری از معامله بر سر زندگی افراد می‌داند.

در مقابل، یرتسی مونتاگ (سخنگوی امور حقوقی فراکسیون سبز‌های آلمان) پیشنهاد شورای فدرال برای تشدید مجازات قتل ترحمی را، طرحی عامه پسند خوانده است. وی با وجود این‌که رفتار کوش را غیراخلاقی می‌داند، معتقد است که «هر عمل غیراخلاقی‌ای نباید مشمول مجازات شود.»

ری / تا‌گس‌شاو
04.07.2008

Posted by Ali Hemmati at 20:51:54 | Permalink | Comments (1) »