در لگینکا، آموزشهای زیستمحیطی را از همان دوران مدرسه و کودکی آغاز میکنند! درک عمومی این است که وجدان زیستمحیطی را باید از همان کودکی بیدار کرد و پرورش داد تا کودکان آگاه امروز، شهروندان آگاه فردا را بسازند.

شهر لگنیکا (Legnica واقع در لهستان) صدهزار سکنه دارد. این شهر در نزدیکی مرز لهستان و آلمان واقع شده و آلمانیها به آن لیگنیتس (Liegnitz) میگویند. دهها سال بود که لگنیکا در ردهی یکی از آلودهترین شهرهای لهستان قرار داشت. پس از آنکه در حومهی این شهر کارخانهی ذوب آهن احداث و راهاندازی شد، آلودگی به اوج خود رسید و شرایط زیست، بحرانی شد.
در نخستین سالهای دههی ۹۰ مطرح شدن پروژههای نوظهور (که شمارشان نیز اندک نبود) آگاهی زیستمحیطی مردم لگنیکا را بالا برد. نتیجهی این روند را امروز میتوان دید. این شهر اینک به نمونهی زیستمحیطی تبدیل شده و در این عرصه جوایزی نیز دریافت کرده که از جملهی این جوایز میتوان «جایزهی زیستمحیطی اروپا» را نام برد.
امروزه لگنیکا به الگوی شعور و آموزش زیستمحیطی بدل شده است. چرا که در این شهر آموزشهای زیستمحیطی را از همان دوران مدرسه و کودکی آغاز میکنند، با این دید که وجدان زیستمحیطی را باید از همان کودکی بیدار کرد و پرورش داد تا کودکان و نوجوانان آگاه امروز، شهروندان آگاه فردا را بسازند.

دانشآموزان کلاس چهارم یکی از مدارس را در سهشنبه (۲۲ ژوئیه) برای فراگیری چگونگی تفکیک زباله به کتابخانهی محیط زیست لگنیکا آوردهاند. در وسط اتاق خانم معلمی با لباسی که کیسههای پلاستیکی، قوطی و روزنامه به آن آویزان شده، ایستاده است. بچهها مشتاقانه به او مینگرند. خانم معلم در واقع یکی از هنرپیشههای تئاتر شهر است. در ابتدای درس او با حرکاتی نمایشگونه، کتابخانه را معرفی میکند و هدف از درس را برای دانشآموزان تشریح میکند. معلم که با آواز خواندن آموزشش را به یک بازی تبدیل کرده است، زبالههای آویزان شده به لباس خود را نشان میدهد و میپرسد، این چیست؟ و بچهها پاسخ میدهند.
اگر آموزشهای زیستمحیطی به صورت بازی درآید، بیشترین اثر را بر روان کودک خواهد گذاشت. به عقیدهی سیلویا روستسکو (که تدریس محیط زیست کتابخانهی نامبرده در شهر لگنیکا را بر عهده دارد) درس را نه به شیوهی اجبار بلکه به شیوهی بازی باید به کودک آموخت. پس از نمایش کوتاهی که او اجرا کرده، بچهها شروع به جدا کردن زبالهها میکنند. سیلویا از شیوهی آموزشی کتابخانه سخن میگوید: «ما تنها آنچه را که دانشآموزان در درسهای مدرسه یاد گرفتهاند، تکمیل میکنیم. معلمها و دانشآموزان پیش ما میآیند و ما هم با توجه به برنامهی درسیمان یک موضوع را انتخاب میکنیم. باید بگویم که دانشآموزان توجه و تمایل زیادی به درسهای ما نشان میدهند.»
ساعت درس رو به پایان است. اما بچههای کلاس چهارم از این درس چه یاد گرفتهاند؟ یک دانشآموز دختر میگوید: «سعی میکنم، آشغالها را جدا کنم. تا حالا نمیدانستم چطور باید اینکار را کرد. دیگر اینکه من فقط آن دفترهایی را میخرم که آرم تجدیدپذیر رویشان دارند.» دیگری میگوید: «من همیشه آشغالها را جدا میکنم، مثلن قوطیها را کنار قوطیها میگذارم و این جور چیزها.» و سومی میگوید: «ما فقط از کیسههایی استفاده میکنیم که برای محیط زیست ضرر ندارند، ما اصلن کیسهی پلاستیکی نمیخریم.»
کلاس بعدی محیط زیست برای همین دانشآموزان چهار هفتهی دیگر برپا خواهد شد. آموزش بعدی مربوط به «آب» است. سیلویا روستسکو به برنامهی هفتهگی کتابخانه نگاه میکند و ادامه میدهد: «کمی قبل از پایان سال تحصیلی، ما یک امتحان برگزار میکنیم. از بچهها میپرسیم، تاکنون چه چیزهای در مورد حفاظت از محیط زیست یاد گرفتهاند. وقتی از پس امتحان برآمدند، آنها را انسانهای آگاه به محیط زیست مینامیم و هر کودکی از ما یک دیپلم محیط زیست و برای تشویق هم یک کتاب میگیرد، بعد از آن سوگند یاد میکند که از این پس در جهت حفظ محیط زیست رفتار کند.»
کتابخانهی محیط زیست لگنیکا بیش از ۱۰ سال است که به دانشآموزان دورهی ابتدایی و کودکان مهدکودک آموزش محیط زیست میدهد. این در حالیست که در بسیاری از کشورها هنوز این روشها برای آموزشهای زیستمحیطی ناشناختهاند و شاید هم توجه کافی به آنها وجود ندارد.
کتابخانهی محیط زیست لگنیکا ۱۰ هزار جلد کتاب و تعداد زیادی مجلهی علمی دارد. این کتابخانه که گردهماییهای زیستمحیطی زیادی در آن بر پا میشود، در لهستان بینظیر است. آنا گاتکوفسکا (مدیر کتابخانه) به قفسههای مملو از کتابخانه نگاهی پرغرور انداخته و همکاری و تامین مالی دولت را عاملی میداند که ایدهی لرزان دیروز را به واقعیت موفق امروز تبدیل کرده است!
فریبا والیات