Tuesday, March 18, 2008

پیش به سوی ائتلاف متحد چپ

«!من اشخاص زنده را آن‌هایی می‌دانم که مبارزه می‌کنند، بی‌مبارزه، زندگی مرگ است»
ویکتور هوگو


رفقا، بیایید حرکت‌های‌مان صرفن فعالیت‌های دانشگاهی و اعتراضات دانشجویی نباشد! امروز زمان آن‌ست که همگی آزادی‌خواهان و برابری‌طلبان ایران متحد شویم! اتحاد چپ شبکه‌ی دست چپی و ضد سرمایه‌داری جهت دفاع از آزادی، عدالت و همبستگی خواهد بود. آزادی‌خواهان، برابری‌طلبان، فعالان مدنی، فعال کارگری و دانشجویان چپ در این‌جا از جنبش‌ها و کمپین‌های‌تان جهت ملحق شدن به این حرکت دعوت می‌کنم. چندی پیش ۱۲۵مین سال‌مرگ کارل مارکس بود و نظرات کارل مارکس، امروزه زنده‌تر از گذشته هستند. از همگی‌تان درخواست دارم که با اتحاد و تشکیل یک چپ‌متحد، جنبشی را جهت تبلیغ فرهنگ سیاسی و ارزش‌ها به جامعه شروع کنیم. چرا که اکثر مردم مفهوم مارکسیسم، سوسیالیسم دموکراتیک، سوسیال دموکراسی وغیره را نمی‌دانند و آن‌چنان آگاهی سیاسی نیز ندارند! به‌قول آقای زرافشان، در روزنامه‌ها و جامعه ناسيونال‌سوسياليسم، سوسياليسم‌توتاليتر، سوسيال‌دموكراسى، سوسياليسم در يك كشور وغیره، همه از يك‌قماش‌اند و سعی می‌شود که در ذهن مردم ماركسيسم مساوى باشد با استالينيسم و استالين را نوه نتيجه ماركس قلم‌داد كنن و در انتها به وحدت ژنتيك استالين و ماركس برسند! رفقا درجامعه هنوز بعضی از مردم، حمله امریکا به افغانستان و عراق را حرکت برای دموکراسی و آزادی و کاپیتالیسم را مایه پیشرفت اروپا و جهان می‌دانند! گاهی شاهد تكرار گفته‌های ساده‌لوحانه درباره سركردگى امريكا و … هستیم! بیایید تلاش کنیم که تا جایی که می‌توانیم سایرین را از خام و ساده‌انديشندی بیرون بیاریم، عقاید خود را اعلام کرده و از آن دفاع کنیم!

جهت پیگیری مطالبات و مبارزات زنان برای احقاق حقوق انسانی شان و رسیدن به برابری در تمامی زمینه ها به تلاش مستمر نیاز است. درباره لایحه حمایت از مردان خانواده، سهمیه جنسیتی برای تحصیل در دانشگاه، طرح امنیت اجتماعی و… نیز مبارزاتی سازماندهی‌شده‌ای لازم است. برای حقوق پرستاران، معلمان، کارگران و… نیز مبارزات گسترده‌ای لازم است به‌گفته جعفر عظیم‌زاده «حق مسکن کارگر تنها ۱۰ هزارتومان است! حق خواربار یک کارگر در ماه ۸۰ تا ۱۰۰ تومان است! (قیمت یک بسته آدامس 100 تومان است) سروته بن را زده‌اند و… اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار در سنندج برای برگزاری روزکارگر فراخوان داد. این مراسم جلوی اداره‌ی کار سنندج برگزار شد و مورد حمله‌ی نیروهای انتظامی و امنیتی قرار گرفت. ۱۳ نفر از دوستان کارگر ما پس از ضرب و شتم، آنجا بازداشت شدند. ۱۱ نفرشان هر یک به سه ماه و یکروز زندان و ۱۰ ضربه شلاق محکوم شدند. البته این ۱۱ نفر همانموقع هم که دستگیر شدند، هرکدام بین ۹ الی ۱۰ روز زندان ماندند.»

رفقا دیگر همه می‌دانیم که نباید درباره مطبوعات داخلی و از اصلاح‌طلبان و جریان‌های دفتر تحکیم وحدت و لیبرال‌ها تا شبکه صدای‌آمریکا خیال‌پردازی کنیم! چرا که اگر درباره آن‌ها یا توهمات دوخرداد و مشارکتی خیال‌پردازی کنیم، نه‌تنها موفق نخواهیم شد که از موفق نشدن کلافه و خسته نیز خواهیم شد! باید مطبوعات و نوشته‌های خود را گسترش دهیم! فعالیت جدی تری برای دفاع از حقوق کودکان و نسل‌آینده و هم‌چنین زنان لازم است! مبارزه با فرهنگ مومیایی شده، جهل و خرافات و بی‌فرهنگی را به برنامه خود اضافه کنیم! درباره تغییرات نگران کننده‌ی زیست‌محیطی، آلودگی هوا، حفاظت از جو زمین، گازهای گلخانه‌ای، گرم شدن كره‌زمين، زرادخانه‌ها، ضایعات رادیواکتیوی، چشم‌پوشی از انرژی‌اتمی، سلاح‌های شيميايی، مین، بمب خوشه‌ای یا درباره تكفيرگرايی، خارجی‌ستیزی و درباره پناهندگان و مهاجران بنویسیم. از تجربه‌های دیگر جنبش‌ها در تاریخ، استفاده کنیم: در فعالیت باید به تداوم در کار، درگیری واقعی و فعالیت پایداری توجه داشت، که منجر به ساخت فعالیت سیاسی در اجتماع بشود. فعالیت باید سازماندهی شود تا موجب از بین رفتن زحمات و خسته‌گی بیش از حد مردم نشود! نهادهای خود را به وجود آوریم تا از تجربیات خود استفاده کرده و از اشتباهات خود پند بگیریم. تلاش برای قانع کردن نخبگان یا تحلیل‌گران نه‌تنها وقت و انرژی‌مان را مشغول می‌کند، بل‌که ما را از سازماندهی کنار می‌گذارد و مانع آن می‌شود که مردم درگیر شوند! برای صورت گرفتن تحول و مبارزه، آموزش و آگاه کردن مردم لازم است. اما آموزش تنها آغاز کار است! بخشی از آگاهی در حال کار کردن و فعالیت به‌دست می‌آید. در نتیجه میان آگاهی و عمل یک ارتباط متقابل وجود دارد. اگر به مردم دسترسی نیافته باشیم و به آموزش و آگاه کردن مردم نپردازیم، باید آماده شکست بشویم.

در نوشته‌های قبلی این وبلاگ درباره تاثير تشعشعات اتمى بر سلامت انسان و تجربه‌های اعتراض‌های ضداتمی در آلمان، تجربه تولید انرژی از نور خورشید در زامبیا و اشکال بی ضرر تولید انرژی برای طبیعت، درباره جلوگیری از تولید دی اکسید کربن و اثر تحولات اقلیمی بر مناطق مختلف جهان و… توضیحاتی داده شده که به ما کمک می‌کند تا از تجربه‌های اعتراض‌های ضداتمی و در زمینه مبارزه با آلودگی محیط زیست استفاده کنیم. ایران نیز «می‌تواند نیروگاه‌های جدید بادی بسازد. و همین‌طور باطری‌های مناسبی که وقتی باد نوزد، بتواند انرژی‌ مورد نیاز مصرف کننده را در اختیار او بگذارد. هم‌چنین به یک حرکت جدید در زمینه‌ی فن‌آوری استفاده از انرژی‌خورشیدی نیاز داریم. به‌هر حال، برای نابود کردن آشغال‌های اتمی راه حلی نداریم و انرژی‌اتمی، آن نوع از فن‌‌آوری است که به طرز وحشتناکی می‌تواند مورد سوء‌استفاده قرار گیرد» (به نوشته‌های مربوط به انرژی‌های تجدیدپذیر و تحولات اقلیمی توجه کنید) اگر امروز یک همه‌پرسی برای كنار گذاشتن آن انجام شود، نتیجه آن قابل پیش‌بینی نیست، پس در این زمینه نیز باید به آموزش و آگاه کردن مردم بپردازیم. در زمینه مبارزه با آلودگی محیط زیست نیز مبارزه جداگانه‌ای لازم است! اگر درباره آلودگی دریاری خزر اقدام‌های فوری به‌عمل نیاید، ممکن است آن به منبع وسیع آب کثیف تبدیل شود که در آن هیچ جانداری زنده نماند! واگر چنین شود، مردمی که در چندین کیلومتر دورتر از ساحل سکونت دارند، مجبور خواهند شد که برای عدم ابتلا به انواع بیماری‌های مسری و… از دریا و اطراف آن گریزان باشند.

چند نقل‌قول از مجموعه آثار مارکس، لنین و تروتسکی برای پایان: «بزرگان تنها از آن‌رو بزرگ به‌نظر می‌رسند که ما (جلو آن‌ها) زانو زده‌ایم، پس بگذار برخیزیم» «فلاسفه فقط به زعم خود جهان را تعبیر کرده‌اند؛ مسأله، دگرگونی آن است.» (مجموعه آثار کارل مارکس) «این حقیقتی است کهن، که در سیاست باید اغلب از دشمنان آموخت.» «انسان‌ها در سیاست همیشه قربانیان ساده‌دلِ فریب و خود فریبی بوده و خواهند بود؛ و تا زمانی‌که نیاموزند، منافع طبقاتی این یا آن گروه را در پشت عبارات اخلاقی، مذهبی، سیاسی و اجتماعی و وعده‌های آن‌ها جستجو کنند، قربانی خواهند شد.» «آموزش کارل مارکس آموزشی است قدرقدرت، زیراکه واقعی است؛ منضبط و منسجم است. جهان‌بینی واحدی را به انسان‌ها عرضه می‌کند، که با هیچ‌نوع خرافات و ارتجاعی سر سازگاری ندارد و مخالف با هرنوع سلطه استثمارگرانه بورژوازی است.» «به حرف کسی اعتماد نکنید، دقیقأ بررسی کنید - این ا‌ست راه موفقیت و پیروزی برای کارگران مارکسیست.» (مجموعه آثار ولادیمیر لنین) «موثرترین راه برای مبارزه با مطبوعات بورژوائی گسترش مطبوعات طبقهٔ کارگر است.» «یک انقلاب لیاقت اسمش را ندارد اگر با تمام قوا، توانایی و منابعی که در اختیار دارد به زنان کمک نکند (زنان که در گذشته دچار بردگی دو برابر یا سه برابر بودند) و یا به آن‌ها در راه ترقی فردی و اجتماعی کمک نکند. » «یک انقلاب ، لیاقت اسمش را ندارد اگر بیشترین توجه ممکن را به کودکان نکند؛ نسل آینده‌ای که انقلاب برای آن‌ها صورت می‌گیرد.» (مجموعه آثار لئون تروتسکی)

چپ متحد ایران
اتحاد چپ‌های ضدسرمایه‌داری ایران

Posted by Ali Hemmati at 21:07:29 | Permalink | No Comments »

Thursday, March 13, 2008

حفاظت از سلامت نهاد خانواده علیه مناسبات جنسی درون‌خانواده‌گی

روابط جنسی و تولید مثل میان اعضای درجه‌ یک خانواده، کماکان در آلمان مشمول مجازات خواهد بود. بنا به ارزیابی دادگاه قانون اساسی، وجود این مجازات موجب حفظ سلامت نهاد خانواده است. این ارزیابی بحث‌های متفاوتی برانگیخته است.

در اسپانیا نیز سال ۲۰۰۷ رابطه‌ی دانیل و ماریا روزا به مسئله روز بدل شد. این دو بدون آن که بدانند خواهر و برادرند، با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب فرزند شدند. با آشکارشدن رابطه نسبی زوج، بحث گسترده‌ای در مورد ادامه زندگی مشترک آنها به راه افتاد. مقامات مسئول نهایتاَ پذیرفتند که آنها زندگی مشترک خود را ادامه دهند

بحث درستی یا نادرستی مجازات رابطه‌ی جنسی در میان اعضای درجه‌ یک خانواده پس از آن در آلمان بالا گرفت که  پسری به نام پاتريک که در خانواده‌ای غير از خانواده‌ی اصلی خود بزرگ شده، با رسیدن به سن هجده سالگی در پی شناخت پدر و مادر واقعی خود برمی‌آید. ادارات مربوطه کمک می‌کنند و او درمی‌يابد که پدرش فوت کرده ولی مادرش هنوز زنده است. با مادر تماس می‌گيرد و در همان ابتدا متوجه می‌شود که تنها فرزند خانواده نيست و يک خواهر ۱۶ ساله به نام سوزان هم دارد.

اندکی بعد از اين ديدار مجدد، ‌مادر پاتريک فوت می‌کند و خواهر و برادر که در محيطی مشترک بزرگ نشده‌اند عاشق هم می‌شوند و سال ۲۰۰۱ اولين بچه خود را توليد می‌کنند. دادگاه برای پاتريک يک حبس تعليقی می‌برد و برای سوزان هم مقرر می‌کند که تحت نظارت يک مددکار اجتماعی بماند. اما خواهر و برادر به رابطه‌ جنسی خود ادامه می‌دهند. آن‌ها سال ۲۰۰۳ دومين و سال ۲۰۰۴ سومين فرزند خود را هم توليد می‌کنند. دادگاه پاتريک را برای ۱۰ ماه به زندان می‌فرستد و برای سوزان هم مجازاتی مشابه بار اول وضع می‌کند. اما پيش از آن که پاتريک به زندان برود چهارمين بچه آن‌ها نیز به دنیا می‌آید.

با آزادی پاتريک از زندان دوباره محاکمه خواهر و برادر به خاطر بچه‌ی چهارم شروع می‌شود و دادگاه دو سال و نيم زندان برای پاتريک وضع می‌کند. اين بار اما وکلای پاتريک به دادگاه قانون اساسی (بالاترين مرجع قضايی آلمان) مراجعه کرده‌اند و خواسته‌اند که در قانون مجازات هم‌خوابگی اعضای درجه اول خانواده تجديد نظر کند. استدلال آن‌ها هم اين است که اين قانون با حق مندرج در قانون اساسی مبنی بر آزادی و سلامت تصميم‌گيری بزرگ‌سالان در تعيين روابط جنسی خود مغاير است؛‌ ضمن اين‌که از دويست سال پيش،‌ فرانسه اين‌گونه روابط را از شمول مجارات خارج کرده و تا کنون هم کمتر ديده شده که نبود مجازات، سبب رواج روابط جنسی ميان اعضای خانواده شده باشد.

با حکم روز پنجشنبه‌ی‌ دادگاه قانون اساسی آلمان، پرونده‌ی شکایت پاتریک و خواهرش بسته می‌شود و پاتریک باید برای اجرای آخرین محکومیت خود روانه زندان شود. او اما گفته است که برای لغو این حکم به مرجعی بالاتر، یعنی دادگاه عالی حقوق بشر اروپا رجوع خواهد کرد.

در اسپانیا نیز سال ۲۰۰۷ رابطه‌ی دانیل و ماریا روزا به مسئله روز بدل شد. این دو بدون آن که بدانند خواهر و برادرند، با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب فرزند شدند. با آشکارشدن رابطه نسبی زوج، بحث گسترده‌ای در مورد ادامه زندگی مشترک آنها به راه افتاد. در نهایت مقامات مسئول پذیرفتند که آنها زندگی مشترک خود را ادامه دهند.

پاتریک و سوزان با یکی از بچه‌های خود

روابط جنسی و تولید مثل میان اعضای درجه‌ یک خانواده (والدین با بچه‌ها و خواهران با برادران) کماکان در آلمان ممنوع و مشمول مجازات خواهد بود. دادگاه قانون اساسی آلمان روز پنجشنبه (۱۳ مارس) ماد‌ه‌ای در قوانین کیفری که بر مجازات این نوع رابطه ناظر است را در تطابق با قانون اساسی ارزیابی کرد. این حکم دادگاه قانون اساسی آلمان، نتیجه‌ی بررسی‌ شکایت مردی از اهالی لایپزیگ است که به دلیل داشتن ۴ فرزند از خواهر خود چندین بار به زندان و جزای نقدی محکوم شده است. استدلال وی و وکلایش این بود که مجازات یادشده با تأکید قانون اساسی بر آزادی و سلامت تصميم‌گيری بزرگ‌سالان در تعيين روابط جنسی خود‌، مغاير است.

بر اساس حکم تازه‌ی دادگاه قانون اساسی آلمان، توجیه حقوقی ماده‌ی کیفری موجود، همانا حراست نهاد خانواده از پیامدها و تأثیرات زیان‌بار رابطه‌ی درون‌خانوادگی است. به نظر قاضیان دادگاه، بچه‌هایی که از این گونه روابط به وجود می‌آیند برای یافتن موقعیت و شان خود در محیط خانواده، با دشواری‌های اساسی مواجه‌اند. علاوه بر این، بچه‌های حاصل از رابطه‌ی جنسی افراد یک خانواده، با خطر نقص و نارسایی در ساختار ژنتیکی خود مواجه‌اند.

حکم دادگاه قانون اساسی، با رای ۷ در برابر یک به تصویب رسید. تنها رای مخالف از آن معاون دادگاه بود. وی گفته است که تعیین مجازات برای رابطه‌‌ی درون‌خانوادگی بر تصورات و مبانی اخلاقی استوار است و به لحاظ حقوقی توجیه‌پذیر نیست. ضمن این‌که مجازات زندان هم برای این نوع رابطه سنگین و نامتناسب است. قاضیان موافق اما استدلال می‌کنند که در قیاس با سایر کشورها، مجازات تعیین‌شده در قوانین جزایی آلمان متناسب و معقول است، ضمن این‌که دادگاه‌ها اجازه دارند به تشخیص خود مجازات را کم یا زیاد کنند و یا حتا آن را به حال تعلیق درآورند.

 در کشورهايی مانند بلژيک و پرتغال و هلند و ترکيه، گرچه رابطه‌ی جنسی میان اعضای درجه‌ یک خانواده در مجموع مذموم است، ولی مشمول مجازات نمی‌شود. در قوانين کيفری آلمان اما تا دو سال زندان برای آن در نظر گرفته شده است، چون بيم آن می‌رود که بچه‌ی توليدشده به اين يا آن صورت دچار عقب‌ماندگی باشد.در محافل حقوقی و سیاسی آلمان این مسئله به موضوعی جدال‌انگیز بدل شده است و در رابطه با آن  نظرات متفاوتی ابراز می‌شود.

مخالفان مجازات بر این عقیده‌اند که رابطه‌ی جنسی معطوف به تولید مثل در محیط خانواده، به ندرت پيش می‌آيد و از طرفی، جامعه اگر خود پاسدار اخلاق و هنجارها نباشد به زور مجازات نمی‌توان به اين کار وادارش کرد. به نظر اين گروه‌ها، ماده‌ی کیفری فعلی، ملهم از تصورات اخلاقی صد سال پيش است که دولت خود را موظف و مختار می‌ديد در همه‌ی روندها و رفتارهای عمومی دخالت کند. در برابر، موافقان مجازات، پاسداری از حريم خانواده و مبانی آن و نيز ممانعت از تولد کودکان عقب‌مانده را آن‌قدر با اهميت می‌دانند که دولت برای رعايت آن‌ها از سوی جامعه نبايد از اعمال مجازات هم ابايی داشته باشد. در برابر اين دليل آخر، مخالفان مجازات استدلال می‌کنند که  بچه‌ی زنان بالای چهل‌ سال هم امکان عقب‌مانده‌بودنش بالاست، ولی کمتر کسی تا کنون به فکر افتاده که چنين زنانی را به خاطر باردارشدن و توليد مثل، مستحق مجازات بداند.

Posted by Ali Hemmati at 20:33:04 | Permalink | No Comments »