نابودی جنگلها، زیستگاهها و مناطق ساحلی نه تنها تنوع زیستی را کاهش داده، بلکه به زیان تعادل آب و هوایی نیز تمام شده است! به همین دلیل است که حفاظت از مناطقی از جهان که در خطر نابودیاند، امروزه به ضرورتی تبدیل گشته است! مناطق حفاظتشده، فقط متعلق به یک کشور یا یک ملت نیست، یک میراث جهانی است و همهی ملتها باید دست به دست هم بدهند، تا این ذخیره حفظ شود.
«ارزش تنوع گونهای از دید اقتصادی چیست؟ زیان اقتصادیای که به دلیل نابودی تنوع گونهای گریبانگیر بشر میشود چهقدر است؟ چه تدابیر مالی وجود دارد که ما را به نقطهای برساند که در آن سود اقتصادی که از رهگذر حفاظت از محیط زیست نصیب مان میشود، با سود استفاده از این منابع همخوانی داشته باشد؟» این پرسشها را زیگمار گابریل (وزیر محیط زیست آلمان) در مراحل اولیه تدارک نهمین کنفرانس سازمان ملل برای حفاظت از محیط زیست، برای انجام تحقیقاتی در زمینهی هزینههای ناشی از تخریب محیط زیست مطرح کرده بود. نتایج این تحقیقات را که توسط سر نیکلاس استرن (زیستشناس بریتانیایی) انجام شده، شاید بتوان در چند جمله خلاصه کرد: مبارزه با گرم شدن زمین گران تمام میشود، اما اگر دست روی دست بگذاریم و تنها نظارهگر باشیم هزینهای که خواهیم پرداخت، به مراتب بیشتر است.
به گفتهی یکی از کارشناسان بازارهای جهانی که برای “دویچه بانک” در هند فعالیت میکند، تنها زیان مالی از دسترفت مناطق جنگلی، برابر با ۶ درصد از تولید ناخالص جهانی است (یعنی مبلغی معادل دو بیلیون یورو) بار اصلی در این میان بر دوش کشورهای فقیر است؛ برای مثال در ۴۰ سال دیگر امکان صید تجاری ماهی وجود نخواهد اشت. نبود این امکان یعنی کاهش ۱۰۰ میلیون دلار درآمد ناشی از صید ماهی، حذف ۲۷ میلیون فرصت شغلی در بخش شیلات و فقدان مهمترین منابع پروتئین حیوانی برای یک میلیارد انسان در کشورهای در حال توسعه.
سودبرندگان هم برای حفاظت از محیط زیست به فکر افتادهاند! یکی از دستآوردهای نهمین کنفرانس سازمان ملل در زمینهی حفاظت از محیط زیست، امضا طرح نگهداشت تنوع زیستی توسط ۳۴ شرکت مشهور، همچون شرکت Faber-Castell (بزرگترین تولیدکنندهی نوشتافزار در سراسر جهان) بود. این شرکت چوب مورد نیاز برای تولید نوشتافزار خود را از جنگلهای برزیل بهدست میآورد. یکی از مسئولان این شرکت در مصاحبه با هنریک بوم از دویچه وله، دربارهی اقداماتی که برای حفاظت از تنوع گونهای از یکسو و تضمین فعالیتهای تجاری خود از سوی دیگر، انجام داده است میگوید: «در جنگلهای برزیل مورچههایی زندگی میکنند که برای چوب درختان مضرند. اما از طرف دیگر ما پرندگان بسیاری داریم که مورچه شکار میکنند. با ورود این پرندگان به منطقه، دیگر به محصولات شیمیایی برای مبارزه با مورچهها نیازی نیست. این نوع مبارزه دو پیآمد مثبت دارد: کاهش هزینههای شرکت که میبایست صرف خرید محصولات شیمیایی شود، و جلوگیری از تآثیرات منفی این مواد بر روی منابع طبیعی.» به این ترتیب میتوان گفت تنوع زیستی نه تنها تضمینی است برای ادامهی زندگی بر روی کرهی زمین، بلکه ضمانتی است برای ادامهی تجارت. با اجرای چنین طرحهایی میتوان امیدوار بود که سودبرندگان اصلی از تخریب محیط زیست هم، حتا برای تضمین سود خود در آینده هم که شده، در راه حفاظت از تنوع زیستی گام بردارند.

تظاهرات کودکان و فعالان محیط زیست به نفع حفاظت از جنگلها و زیستبوم زمین
نهمین کنفرانس حفاظت از محیط زیست سازمان ملل ۳۰ مه به کار خود پایان داد. توافق بر سر مبارزه با “چپاول زیستی”، تنظیم آئیننامهای برای دسترسی همهی کشورها به منابع بیولوژیک و ژنتیکی و تقسیم منصفانهی سود حاصل از منابع طبیعی را میتوان از دستآوردهای نهمین کنفرانس حفاظت از محیط زیست سازمان ملل دانست. زیگمار گابریل (وزیر محیط زیست آلمان) در آخرین روز این نشست گفت: «در این نشست جامعهی جهانی به تمام آنچه که میخواست برسد و میتوانست برسد، دست یافت.» در آن کنفرانس نزدیک به ۶ هزار نماینده از ۱۹۰ کشور جهان، دربارهی راههای توقف تخریب جنگلها، دریاها و به تبع آن نابودی تنوع زیستی، به بحث و تبادل نظر پرداختند.
برخی نهادهای حفاظت از محیط زیست مانند Greenpeace اگر چه توافق بر سر در اختیار نهادن امکانات بیشتر برای حفاظت از محیط زیست را میستایند اما به تضمین تأمین مالی ایجاد مناطق حفاظتی، به دیدهی شک مینگرند! از سوی دیگر ساکنان بومی مناطقی که قرار است در آنها مناطق حفاظت شده گسترش یابد، مخالف این توافقاند! آنها معتقدند که ساکنان بومی، خود همیشه با فرهنگ سازگار با محیطزیست و با ایجاد مناطق حفاظتشدهای که از طریق گروههای محلی اداره میشوند، در راه نگهداشت تنوع زیستی حرکت کردهاند. منتقدان معتقدند، ادارهی مناطق حفاظتشده باید در دستان ساکنان بومی باقی بماند. به گفتهی مخالفان، اصل کسب موافقت صاحبان اصلی زیستگاههای طبیعی که بر اساس توافقات بینالمللی باید به آن توجه شود، اغلب با گسترش مناطق حفاظت شده نادیده گرفته میشود! یکی از نمایندگان گروهی موسوم به ساکنان بومی (که پیش از نشست بن، فرومی را در این باره برگزار کرده بودند) در مصاحبه با هله جپهسن از دویچه وله میگوید: «با گسترش مناطق حفاظتشده، بومیان به مناطق دیگر کوچ داده میشوند، حصاری به دور منطقه کشیده میشود و اجازهی استفاده از منابعی را که برای ادامهی حیات و امرار معاش ساکنان اصلی، ضروری است، از دست میرود.»
سالها است که محققان کشورهای مختلف به مأموریت از سوی شرکتهای بزرگ، راهی مناطقی میشوند که از نظر تنوع گونههای زیستی غنیاند. حاصل این مأموریت دانشی است که از استفاده از منابع غنی طبیعی (مانند گیاهان دارویی این سرزمینها) به دست آمده است. این دانش محققان را قادر میسازد که کالای جدیدی را در عرصههای دارویی، آرایشی و غیره وارد بازار کنند. در حالیکه محققان نامبرده با دست پر به کشورهایشان بازمیگردند، صاحبان اصلی این منابع (یعنی مردم آن منطقه و سازمانهای بومی) دست خالی باقی مانده و در دو عرصه میبازند. یکی اینکه کسی آنها را در بازاری که حاصل استفاده از دانش بومی آنان است، سهیم نمیکند و دیگر آنکه در اغلب موارد، شرکتهای مورد نظر، با اندکی تغییرات ژنتیکی، دارو یا کالای مورد نظر را که از گیاه خاصی به دست آمده، به نام خود ثبت میکنند. در حالیکه مردم بومی خود آن منطقه، دیگر مجاز به استفاده از آن گیاه نیستند، مگر اینکه عوارض آن را بپردازند! سازمانهای عمرانی، سالها است که این امر را «غـارت زیـسـتـی» یا بـیـولـوژیـکـی نام نهادهاند! آنها بر همین اساس اصلی را عنوان کردهاند به نام Access and Benefit که به موجب آن باید در منافع استفاده از منابع بیولوژیک و ژنتیکی موازنه به وجود آورد و دارندگان اصلی این منابع در منافع، به نحوی عادلانه سهیم گردند.»
این موضوع یکی از مباحثی بود که در کنفرانس زیستمحیطی بن مطرح شد. شرکتکنندگان توانستند بر سر یک طرح در این زمینه به توافق دست یابند. از مفاد این طرح میتوان به این موضوع اشاره کرد که شرکتهای خارجی بدون اطلاع و موافقت مردم مناطق مورد نظر مجاز به استفاده از منابع طبیعی موجود در آن نیستند. همچنین مطرح شده که گواهینامههایی صادر شود که در آن مبدأ منابع ژنتیکی درج و ثبت شده باشد. سازمانهای غیر دولتی از جمله سازمان «خدمات توسعهی پروتستانها»ی آلمان، این طرح را ناکامل ارزیابی کردهاند. به گفتهی آنان در بسیاری از موارد مندرج در این طرح باید رفع ابهام شود. به طور مثال صدور گواهینامهبرای تعیین کشور مبدأ، روشن نمیکند که شرکتهای ذینفع، چگونه به منابع مورد نظر دسترسی پیدا کردهاند و آیا این دسترسی قانونی بوده است یا نه!
جرج روز (کارشناس حفاظت از طبیعت از صندوق حیات وحش جهانی WWF) میگوید: «ما باید این ترسها و نگرانیها را درک کنیم. آنها از آسمان نیامدهاند، بلکه حاصل مواردی حقیقیاند که تاکنون پیش آمده است. در گذشته نیز بسیاری بر اثر چنین تصمیمهایی آواره شدهاند و به همین دلیل اکنون نیز این ترس وجود دارد.» به گفتهی جرج روز، بسیاری از مشکلات را نمیتوان فرسنگها دورتر از منطقهی مورد نظر حل کرد، بلکه این مشکلات تنها به دست مردم و سازمانهای همان منطقه و در همان مکان مورد نظر حل و فصل خواهند شد.
منبع: خبرگزاری آلمان 2008.05.30
تاگس شاو، مونیکا هوگن، هنریک بوهمه، هله جپهسن، فریبا والیات
- طبق گزارش سازمان زیستمحیطی Greenpeace (صلح سبز) مساحت جنگلهای استوایی در مقایسه با ۵۰ سال گذشته به نیم رسیده است! (یعنی۵۰ درصد کاهش یافته است!) و سالانه ۱۳ میلیون هکتار جنگل (مساحتی معادل کشور یونان) در سراسر جهان نابود میشود!!!