آموزشهای زیستمحیطی به صورت بازی

اگر آموزشهای زیستمحیطی به صورت بازی درآید، بیشترین تاثیر را بر روان کودک خواهد گذاشت. اما چرا؟ دکتر محمد اربابی (متخصص اعصاب و روان در تهران) در این مورد میگوید: «شعری داریم مبنی بر اینکه:
چون که با کودک سر و کارت فتاد پس زبان کودکی باید گشاد
یعنی اینکه با زبان کودکان باید با آنها صحبت بکنیم و یکی از قابل فهمترین زبانها برای کودکان زبان بازی است. در واقع بازی برای کودکان جنبهی تمرین زندگی آینده را دارد و کودکان، بسیاری از نقشهایی که ممکن است، در آینده آنها را ایفا کنند، از طریق بازی تمرین میکنند و بازیها امروزه در روانپزشکی و روانشناسی نقش بسیار مهمی در آموزش کودکان و حتا در درمان آنها دارند! میتوان از طریق بازی به بهبود بسیاری از مشکلات روانپزشکی و روانشناختی کودکان کمک کرد.»
ماهان (دختر ۱۳ سالهای که در یکی از مدارس آلمان درس میخواند) در مورد آموزشهای زیستمحیطی مدرسهاش میگوید: «یک بار در درس انگلیسیمون، در کتابمون نوشته بود که مثالن برید، سطل آشغالتون را خالی و آشغالها را جدا کنید. مثلن در یک کیسهی پلاستیک برید، همهی پلاستیکها و شیشهها را از آشغالهای دیگه جدا کنید. آشغالهای خانگی، مثلن گیاهیها را بندازید بیرون که خودش جذب میشود. یکبار هم در درس شیمیمان گفتند که اسپری مو را اگر آدم استفاده کند، هوایمان خراب میشود و به محیط زیست ضرر میرساند و در شیمی هم گفتند که ما نزدیک به خورشید میشیم چون که همهی ماشینها هوا را کثیف میکنند، زمین آنقدر گرم میشود که مثلن یک میلیارد سال دیگر دنیای ما میسوزد.»
گلبرگ (که در ایران زندگی میکند و به تازگی پا به دانشگاه گذاشته) از خاطرات مدرسهاش یاد میکند. او آموزشهای زیستمحیطی مدرسه را ناکافی میداند: «معمولن کارهایی میشود، ولی در سطح خیلی محدود، فقط در حد اطلاعرسانی است! از اردو و تئاتر و امثال آن خبری نیست. فقط در حد یک اطلاعرسانی و مثلن یک کلاس که آن هم به طور مثال نهایتن برای یک یا دو جلسه است و یک سری بروشور در مورد این که مثلن باید با زبالهها چه کار کرد و گرم شدن هوای زمین و این جور چیزها.»
دکتر محمد اربابی دوران کودکی را بهترین دوران برای فراگیری میداند: «الان دلایل بایولوژیکی برای این امر وجود دارد. مشاهده شده که چیزهایی که ما در کودکی یاد میگیریم، بسیار ماندگارتر از آموزشهای بزرگسالی است. شواهد نشان میدهد که در دوران کودکی ارتباطات نورونی مغز ما در حال شکلگیری است و این ارتباطات نورونی از محیط متاثر میشود. هر آن چه که ما در محیط کودکی با آن مواجه میشویم، در مغز ما از طریق ارتباطات نورونی پایدار میماند. یکی از دلایلی که ذکر میشود برای اینکه چرا آموختههای دوران کودکی پایدار میمانند، همین تاثیر شکلگیری ارتباطات نورونی و سلولهای مغزی با یکدیگر از آموختهها و شرایط محیطی ما است. به همین خاطر وقتی ما با چیزی در کودکی، چه خوشایند و چه ناخوشایند، مواجه میشویم و آن را میآموزیم به طور ماندگار در سیناپسهای مغزیمان باقی میماند و اثر خود را تا سالهای پایانی عمر و بزرگسالی به خوبی نشان میدهد.»
اربابی در ادامه علت موفقیت شیوهی تدریس خانم روستسکو را استفادهی هر چه بیشتر از مودالیتههای حسی (راههای حسی) مینامد و میگوید: «ما خیلی اوقات در صحبتها یا کلاسهایمان فقط از گفتار استفاده میکنیم، از صدا استفاده میکنیم، ولی این خانم بازیگر علاوه بر صدا از حرکات خودش و همچنین قوای بینایی استفاده میکند تا بتواند، تمام قوای حسی کودک را درگیر بکند و اثر بیشتری بر روی آنها بگذارد و مواردی را که لازم است، به آنها منتقل بکند. گفته میشود که در آموزش، چه در کودکان و چه در بزرگسالان، اگر بتوانیم هر چه بیشتر مودالیتههای حسی مثل شنوایی، بینایی، لامسه، چشایی و بویایی مخاطبمان را درگیر بکنیم، امکان اثرگذاری و به خاطر ماندن آن آموزش برای فرد بیشتر خواهد بود.»
Oh boy, you’re going to get some comments on this one!
great capture,beautiful composition with rich colours.